|
امام رضا سلام.. انقدر تو این مدت از زیارتتون ناامید شده بودم که همش ازتون می خواستم ، حداقل! منو زیارت خواهرتون بفرستید.. یادم نبود که زیارت خواهرتون (که حقاً زیارت مادرتون فاطمه است) باید با اجازه خودتون باشه.. حالا که حضرت معصومه تو سالگرد شهادتشون دارن منو راهی مشهدت می کنن، که هیچ کدومو نباید حداقل فرض کنم، چون هر دوی این زیارتها ، در نهایت باید باعث نزدیکی به شما بشه. همونطوری که از روزی که بلیطم جور شده، دلم برا رسول الله تنگ شده!
باز هم سلام پیشنهاد می کنم حتماً پست امروزو بخونید.. و اما داستان امروز... چند روزه که دوباره بحث خلیج عرب و پاسخ حقوقی ایران به شورای امنیت و شلوغ بازی های عربها گل کرده.. در پی اون هم جستجوگر گوگل نام خلیج عرب را بر این خلیج تا ابد فارس جعل نموده. از این بابت و از بابت اینکه دوستان پیغام های زیادی در مورد محکومیت این اقدام و امضای نامه آن ، فرستادند، بی فایده ندیدم که به بحث قرآنی خلیج فارس بپردازم! نترسید از خودم نیست، من که سواد قرآنی ندارم. این رو آقای هاشمی (که خداوند این محقق بسیار ثقیل جهان اسلام رو حفظ کنه) در خطبه این هفته گفتند که البته ایشان هم از یک محقق شنیده بودند و با تحقیق به آن اطمینان پیدا کرده بودند. (البته با کمی اضافات و تلخیص) در داستان حضرت موسی اگر به خاطر داشته باشید ، موسی (ع) از خدا علم بیشتر تقاضا می کند و سئوال می کند که آیا عالم تر از او نیز در زمین وجود دارد، که خداوند او را راهنمایی به عبدی از عبادش می کند. و به او می فرماید که برو تا به محل جمع شدن دو بحر می رسی. (مجمع البحرین) (به آیه 60 سوره کهف مراجعه کنید.) بقیه داستان رو بی خیال شید! همین جا نگه دارید. ایشان می گفتند ، سند غالب در تمام اسناد موجود دالّ بر این است که این دو دریا ، دریای فارس و دریای روم بوده است. یعنی 1400 سال پیش ابن عباس از این خلیج ، به دریای فارس یاد کرده است. تا حدی این سند معتبر بود که آقای هاشمی به عنوان یک طلبهه مسلمان همه محققین مسلمان را به این منابع ارجاع دادند و گفتند که با این بحث، مطمئنّاً این بحث خلیج عرب از ابتدا یک توطئه انگلیسی بود. بازم ببخشید که سرتونو درد آوردم و از همه دوستان درخواست می کنم که نظراتشونو در این رابطه به بحث بگذارند و اگه می تونن این پستو به زبانهای مختلف به خصوص عربی و انگلیسی ، برای همه محققین جهان قابل دسترسی کنن. یا حق. سلام قبلش از اظهار لطف همتون ممنونم و از اینکه مطالب این کمترین رو می خونید و نظر یا احساستون رو بیان می کنید و منو نصیحت می کنید، فوق العاده سپاسگزارم و مخلص همتون هم هستم. امروز با اجازتون میخوام یکی دیگه از خطبه های امام علی (ع) رو - که مهمترین و مطمئن ترین سند خلق و آفرینش باشه- تقدیمتون می کنم. دلیلشم اینه که به حدی این خطبه ها زیبا است که دلم نمی آد اونا رو اینجا نیارم. البته سعی ام بر اینه که چند پست در میون از کلام امام استفاده کنم. امیدوارم که شما بهتر از من بتونید از این مطلب استفاده کنید. حمد باد خداوندى را كه سخنوران در ثنايش فرو مانند و شمارندگان از شمارش نعمتهايش عاجز آيند و كوشندگان هر لكه داره كوشند، حق نعمتش را آنسان كه شايسته اوست ، ادا كردن نتوانند. خداوندى ، كه.... متن کامل را در ادامه مطلب بخونید...
آگاه باشيد، به خدا سوگند كه « فلان» خلافت را چون جامه اى بر تن كرد و نيك مى دانست كه پايگاه من نسبت به آن چونان محور است به آسياب . سيلها از من فرو مى ريزد و پرنده را ياراى پرواز به قله رفيع من نيست . پس ميان خود و خلافت پرده اى آويختم و از آن چشم پوشيدم و به ديگر سو گشتم و رخ برتافتم . در انديشه شدم كه با دست شكسته بتازم يا بر آن فضاى ظلمانى شكيبايى ورزم ، فضايى كه بزرگسالان در آن سالخورده شوند و خردسالان به پيرى رسند و مؤ من ، همچنان رنج كشد تا به لقاى پروردگارش نايل آيد. ديدم ، كه شكيبايى در آن حالت خردمندانه تر است و من طريق شكيبايى گزيدم ، در حالى كه ، همانند كسى بودم كه خاشاك به چشمش رفته ، و استخوان در گلويش مانده باشد. مى ديدم ، كه ميراث من به غارت مى رود. تا آن «نخستين» به سراى ديگر شتافت و مسند خلافت را به ديگرى واگذاشت .......
آگاه باشيد، به خدا سوگند كه « فلان» خلافت را چون جامه اى بر تن كرد و نيك مى دانست كه پايگاه من نسبت به آن چونان محور است به آسياب . سيلها از من فرو مى ريزد و پرنده را ياراى پرواز به قله رفيع من نيست . پس ميان خود و خلافت پرده اى آويختم و از آن چشم پوشيدم و به ديگر سو گشتم و رخ برتافتم . در انديشه شدم كه با دست شكسته بتازم يا بر آن فضاى ظلمانى شكيبايى ورزم ، فضايى كه بزرگسالان در آن سالخورده شوند و خردسالان به پيرى رسند و مؤ من ، همچنان رنج كشد تا به لقاى پروردگارش نايل آيد. ديدم ، كه شكيبايى در آن حالت خردمندانه تر است و من طريق شكيبايى گزيدم ، در حالى كه ، همانند كسى بودم كه خاشاك به چشمش رفته ، و استخوان در گلويش مانده باشد. مى ديدم ، كه ميراث من ....
بسم الله الرحمن الرحیم
یعنی به نام اون خدایی که با تموم نا لابق بودنم این همه نعمت بهم داد. آخه اومدم شروع کردم به تایپ مطالب و کامنتام، یک آن به خودم اومدم دیدم دارم با کیبورد بدون برچسب فارسی تایپ می کنم. ولی من هیچوقت سعی نکرده بودم این حروفو حفظ کنم. و از اونجایی که هر معلولی علتی داره، پس باز میرسیم به درس شیرین خداشناسی.... نشسته رو صندلی دفترش.. مثل همیشه منو که میبینه میگه فلانی! بیا بشین تعریف کن از زندگی. اینبار دیگه شب عیده، میخواد حسابی باهامون چاق سلامتی کنه... خوب من هم کارم سبک شده بود ، نشسم در جوارشون. با تموم اشکالانشون ، احترام خاصی برای اینجور افراد قائلم. اما این یکی یه کمی بیشتر از بقیه کم آورده.. (جزو اون کساییه که ۱۰ سال تو جبهه های حق علیه باطل بودن) از بحث تکراری گرونی شروع میکنه. میرسه به خزید و فروش ماشین و ..... تا اینکه یکی از بچه ها از شیرینی که پدرش به مامور شهرداری بابت بی خیال شد عوارض داده، میگه. من هم که به شدت حساسم ، موضع سختی می گیرم و میگم رشوه در هر صورت و اسمی حرومه! فقط همین... ناگهان عزیز دلمون که این همه سالو از زن و زندگیش گدشته تا برا خدا بجنگه و شاید شهید بشه، مثل نمکی روی زخمم کلامشو می کشو میگه : فلاتی! تو الآن (با ۲۳ سال سن) دلت پاکه، و هنوز وازد جامعه نشدی تا خیلی چیزا رو ببینی، تو جامعه که رفتی این مسائل برات حل میشه!!! با اینکه سعی کردم جوابشو اون روز بدم، اما خواستم بگم که برای همه اونایی که همچین طرز تفکری رو دارن و بقبه رو بی اطلاع و ... فرض می کنن، متاسفم.. حرف آخر: هنوزمیشناسم کسایی رو که بدون رشوه و دروغ و گناه ، مثل شهید رنده زندگی میکنن و الگوها و مایه های امید ما جوونا شدن.... آخه شنیدم بعضی ها (اولیای خدا) ، خدا رو تو همین دنیا شهود می کنن... بشرطها و شروطها و.... ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا و هب لنا من لدنک رحمه انک انت الوهاب یا حق |
POWERED BY:
EDON.BLOGFA.COM
|
|


