تبليغاتX
السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین شقشقه من

شقشقیه

 و تاریخ چه زود فراموش می کند که تو فقط 3 سال داشتی ، آنگاه که بی نقاب از خانه خارج شدی. آن روز خلق نزد رسول رحمت  رفتند و علت دیر آمدن خورشید در آسمان را از جدتان سئوال کردند. پس زمانی که محمد (ص) ، علت نیامدن خورشید به آسمان را ، شرم از جمال بی نقاب تو عنوان کرد، آیا مردم پی به عظمتت بردند یا در کلاسهای علم و اخلاق حیدریت در مدینه، آوازه ات پیچید.... یا اینکه در آن روز نحس ، که حمله گرگان و کفتارها به همه هستی ات را به چیزی جز زیبایی تشبیه نکردی!!!!

نمی گویم در کربلا چه شد، فقط بدانید ای مردم! که نگاه بر چهره نورانی زینب چشم سیاهی ها را کور می کرد. پس عنایت آنها نصیب دشمن هم شد، و آنها افق دیدن روی جهاز شترها را نداشتند...

نه... نه زینب جان... آن شب جدت رسول خدا ، پدرت علی مرتضی ، مادرت زهرای عذرا ، و برادرانت حسن و حسین ، انتظارِ صبورترین عالمه بی معلم و فهیمه بی مفهم ، و فاتح شام و فرمانده همه دستگاههای اطلاع رسانی اهل بیت (ع) و زینت حیدر را می کشیدند.... و چقدر دوست دارم آن لحظه آرامش کودک در آغوش برادرش را......

حسین جان ، چشم دشمن مادرت از میلاد خواهرت کور باد. میلاد زینب کبری (س) فرزند ، خواهر و عمه زیباترین اسوه های انسان و دانشمند ترین بانوی بعد زهرای مرضیه بر همه آنهایی که سیاهی را نمی خواهند و به روشنی فکر می کنند، مبارکباد..

آیت الله خامنه ای



برای دیدن کلیپ کوهنوردی حضرت آقا روی ادامه مطلب کلیک کنید...

برای دیدن کلیپ زیبایی از مقام معظم رهبری روی ادامه مطلب کلیک کنید...

لطفاً به ما راست بگویید!


برادر بزرگوار بنده فراموش نمی کنم آن روزی که شما برای اولین بار میخواستید رئیس جمهور شوید ، بنده در یک مدرسه شاهد در جنوب تهران درس می خواندم. آن روزها شوما با آن شعار مشهورتان ، سعی کردید شباهت های خود را با سید علی ما ، نشان دهید و خود را عمیقاً پیرو راه امام و دوستدار محبوبمان نشان دهید.

آن روز بین دوستانم -که همه فرزندان شهید و ایثارگر بودند- شایع شده بود که شوما میخواهید حقی که دولت قبل از فرزندان شهداء ضایع کرده بود، را به آنها بدهید و به دردها و مشقت های این قشر پایان دهید.. یادتان هست!؟ به هر صورت آن روز خیلی ها به این دو دلیل به شوما رای دادند.

............بقیه را در ادامه مطلب بخوانید

بیا تا قدر یکدیگر بدانیم/ که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم


واقعاً مچ گیری سیاسی بود و البته تبلیغات منفی ... فقط چند تا تیتر بهتون میدم، خودتون از من واردترید، ببینید که چقدر این دو هفته مچ گیری زیاد بود. نامه حداد عادل به احمدی نژاد- جواب احمدی نژاد به حداد عادل جواب جوابیه حداد عادل به احمدی نژاد  - وصیت های آقای توسلی به یادگار امام (منظورم موسوی لاریه!!!!!) محکومیت مصباح به دشمنی با امام! بحث بسیار داغ دکتر سروش با تعدادی از علماء (که حضرت اقای بهجت رو هم وادار به پاسخ کرد!) بحث آمدن یا نیامدن (بازنشستگی) خاتمی تعیین تکلیف موسوی لاری برای بازنشستگی مسئولین نظام و حضورخاتمی بحث اصلاح قانون انتخابات گمانه زنی ها در مورد لاریجانی! فالوده مسمومی که تابناک (یا همون بازتاب قدیم) میل فرمود... رفت و آمد های زیاد وزیران دولت مردمی و همه حاشه های آن بحث های داغ زمین و مسکن و ماشین ارتباط تورم و گوجه فرنگی! و هزاران هزار دعوا و منازعه دیگر..

زیارت علمی یا علم زیارت


سلام

اولاً عذر می خوام از اینکه چند روز ، پستی نداشتم. راستش مطلب که زیاد بود. ولی نمی دونستم از کجا شروع کنم. بعدش هم کفتنی بود یا نه.....
تو حرم با صفاش یاد همتون بودم. چقدر ایندفعه زیارت باحالی داشتیم. با اون دو تا عزیزی که شاید این پست رو می خونن. یه جورایی زیارت خالی نبود، پر از مباحثات علمی و سیاسی! که البته سیاسیاش اصلاً مهم نیست. ولی از لحاظ علمی این سفر برای خودم به شخصه خیلی پربار بود.

خیلی دوست دارم حرفایی که بینمون ردّ و بدل شد رو اینجا به عنوان یادگاری بنویسم.

از نظریه های اینشتن در مورد نور و اجرام آسمانی و تاثیر اون بر کشفیات فوق العاده و حیرت انگیز فضایی دانشمندان گرفته ، تا ارتباط آب با وجود حیات و اینکه همه اونها رو تو قرآن پیدا کردیم.

از بحث قابلیت های اجرایی پروژه های علمی در کشور و میزان آشنایی جوانان با روش های معرفی و کلاسیک کردن آنها، که البته یه پیشنهاد خوبی برای این قضیه دادم که انشاءالله به کمک این دوستان آن را انجام خواهیم داد.

البته خوبی این بحثا این بود که در اون ، انواع قر زدن ها و مقصر دونستن افراد که بدجوری تو مملکت ما اپیدمی شده ، به حداقل ممکن رسیده بود. یادمه تو یکی از سایتها یه مطلبی نوشته بودم، که بارها از من پرسیدند که معنی اون چیه!؟ و اون بیزاری بنده از بحث های پیرمردی مرسوم در جامعه فعلی مون بود. و این همونیه که الآن توضیح دادم. این نوع بحث کردن ها مثل خوره مغز ما جوونا رو هدف قرار داده و به جای اینکه جوونا با فراغ بال مشغول فکر کردن ها و شاداب کردن جامعه باشند، مجبورن همش غصه ناگامی ها و بعضی وقتها دروغ های بعضی بزرگترها بخورن.
ببخشید از بحث دور شدیم.... من می خواستم به اینجا برسم که به جای اینکه جلسه بزاریم که به بهونه خودباوری و خودشناسی (باعرض معذرت) لاس بزنیم و یا بالعکس مخ همدیگه رو بپکونیم، میتونیم جلسات تخصصی علمی آزاد بین همدیگه بزاریم و در اون به راهکارها فکر کنیم.

و حرف آخر : غر زدن بر پیرمردان جرم نیست، جرم ما از پیرمردان بتّر است (عجب شعری گفتم J)

 

درباره وبلاگ
تعارف که نداريم ... نوشته هاي من سرگذشت کلمات پريشان و سرگردانيست که ترکيبشان خزعبلاتيست که قرار نيست در هيچ کجاي تاريخ ماندگار شوند.

دل و مغزم ميترکند و انگار تمام چيزهايي که ياد گرفته ام هيچکدامشان به هيچ کاري نمي آيند.
خوش خيال بودم ... فکر ميکردم که ياد گرفته ام «خوب» را ميشود با نشانه ها و علامتها پيدا کرد. لحظه هاي عمر را به دنبال نشانه ها و کشف آنها گذراندم تا «خوب» را پيدا کرده باشم. پرنده اي که رد ميشد... بادي که ميامد و باراني که نمي آمد. ابرها، برگها ...
(سهراب سپهری)
لينکهاي روزانه
دوستان من
نوشته هاي پيشين
آرشيو موضوعي وبلاگ


 


RSS
powered by : edon Grapher > ehsan dolati

pictofxt

template id : TBF_004 template name : Lonely Girl

edon

احسان

http://edon.blogfa.com

شقشقیه

تعارف که نداريم ... نوشته هاي من سرگذشت کلمات پريشان و سرگردانيست که ترکيبشان خزعبلاتيست که قرار نيست در هيچ کجاي تاريخ ماندگار شوند.

دل و مغزم ميترکند و انگار تمام چيزهايي که ياد گرفته ام هيچکدامشان به هيچ کاري نمي آيند.
خوش خيال بودم ... فکر ميکردم که ياد گرفته ام «خوب» را ميشود با نشانه ها و علامتها پيدا کرد. لحظه هاي عمر را به دنبال نشانه ها و کشف آنها گذراندم تا «خوب» را پيدا کرده باشم. پرنده اي که رد ميشد... بادي که ميامد و باراني که نمي آمد. ابرها، برگها ...
(سهراب سپهری)