|
زینب فرشته بود و پر خویش وا نکرد این کار را برای رضای خدا نکرد این کربلا چه بود که جز این مسافرت او را زجان عزیزتر خود جدا نکرد گیسوی آیه های نجیبی که می وزید با معجز شکسته ی زینب (ع)چه ها نکرد آری غذا نداشت ولی در تمام راه یکبار هم نماز شبی را قضا نکرد بیگانه بر غریبی زینب (ع) سلام کرد کاری که هیچ رهگذر آشنا نکرد قحطی مدینه عبدالله بن جعفر را مجبور به رفتن به شام جهت نمود او کشاورزی می کند . ولی زینب ...!!!! هر روز او گریه و داغ دل است . بیماری او شدت یافته تا اینکه نیمه ظهر به همسر خود عبدالله می گوید ؛" بستر مرا در حیاط زیر آفتاب قرار بده !" عبدالله می گوید :" همین کار را کردم متوجه شدم چیزی را روی سینه خود قرار داده و مدام زیر لب حرف می زند ، به او نزدیک شدم ، دیدم پیراهنی که یادگار از کربلاست ، یعنی پیراهن حسین (ع) را که خونین و پاره است ، به روی سینه نهاده و مدام می گوید :" حسین .... حسین ... حسین ......" لحظاتی بعد او وارد حریم اهل بیت نبوت گشت و کارنامه عمرش به خیر و سعادت ختم گردید (عقیله بنی هاشم ص 57 و 58) اولین شب جمعه ماه رجب را لیلة الرغائب نامند. در این شب ملائك بر زمین نزول می كنند. برای این شب عملی از رسول خدا صلی الله علیه و آله ذكر شده است كه فضیلت بسیاری دارد و بدین قرار است: ****بقیه را در ادامه مطلب بخوانید... گناه جنسی پریشانی احساسی به دنبال خواهد داشت. رابطه ی جنسی، تعهد و پیوستگی احساسی با شریک جنسی ایجاد می کند.
«ماشا الیلیکینا» نام مشهوری در روسیه و مناطق روسیزبان است. او حدود 2 سال پیش به عنوان یک هنرپیشه جذاب و یک مدل زیبا مطرح بود و شهرت و محبوبیتش با اوج گرفتن «گروه رقص و موسیقی فابریک» در روسیه، به بالاترین حد رسید.
• در زمانی که یك خواننده بودی آیا فکر میکردی که روزی اسلام بیاوری، روزه بگیری و به حج بروی؟ با عرض تبریک ولادت با سعادت بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) رفیق دانشجویی داشتم كه دیر به جبهه آمد. گفتم: دیر آمدی! گفت: رفتم جواب كنكور را بگیرم، كمی دیر شد( طوری گفت جواب كنكور را بگیرم فكر كردم كه رد شده است) گفتم: قبول نشدی؟ گفت: چرا، قبول شدم( طوری گفت قبول شدم كه با خود گفتم: حتماً در یك رشته ی درب و داغون قبول شده ) گفتم: چه رشته ای قبول شدی؟ گفت:: پزشكی دانشگاه تهران گفتم : پس چرا به جبهه آمدی؟ گفت : من اصلاً نمی خواستم به دانشگاه بروم چون در همین عملیات شهید می شوم. در كنكور شركت كردم تامادرم در فامیلها سر بلند شود و بگوید كه بچه ی من خیلی لایق بود. او در همان عملیات شهید شد.( به نقل از یکی از سخنرانی های اقای پناهیان ) یا حق |
POWERED BY:
EDON.BLOGFA.COM
|





