تبليغاتX
السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین شقشقه من

شقشقیه

اللهم رب شهر رمضان... و ارزقنی کربلا فی لیله القدر


با سلام..

به اطلاع بر و بچ میرساند برنامه های ماه مبارک رمضان حاج سعید حدادیان از امشب (پنجشنبه) تا پایان ماه مبارک در مهدیه امام حسن مجتبی (ع) (خیابان آزادی) بعد از نماز مغرب و عشاء برگزار می شود..

http://xs131.xs.to/xs131/08392/860919hadadiyan1205.jpg

حاج منصور ارضی (یا به قول مرحوم بهجت حاج منصور عرشی) هم از فردا شب (جمعه) در مسجد ارک تهران (پانزده خرداد) برپامی شود.

http://www.gigaimage.com/images/s35rvvd8nmll23cacl1e.jpg

دو نکته در مورد کروبی نسبتاً عزیز (زیاد هم سیاسی نیست)


1-    کسانی که به خانواده شهدا به هر نحوی ، در هر زمان جسارت و بی ادبی و کم توجهی و کم لطفی کردند، آیا خیال می کنید که در دنیا عقوبتی نخواهند داشت؟!

2-    اما توجه دوستان رو جلب می کنم به نتیجه گیری اخلاقی این اتفاق! حالا فهمیدیم که دوست بد تا کجا میتونه آدمو خار و ذلیل کنه. دیدیم که چگونه همه با قدرت تمام به جنگ با مردم و انقلاب این مردم برخاستند و کروبی را هم تحریک کرده و قول جنگ جنگ تا پیروزی به وی دادند و دسته آخر کروبی را با انبوهی از خفت ها رها کرده و خود ، بار دیگر به آرامگاهشان بازگشتند! اما اینها هم روزی به مانند همین کروبی تقاص کارهایشان را پس خواهند داد (نمی گوییم انشاءالله ، تا به کسی برنخوره!)

توضیح: به نظرم این به اصطلاح اصلاح طلبان خوب ذات خودشون رو نشون دادند! و کروبی رو با نامردی خار کردند و خودشون پرستیژ شکلاتی خودشون رو با لبخند ملیح حفظ کردند(جهت اطلاعات بیشتر به روزنامه های کثیر الانتشار مراجعه نکنید! بلکه به مراسم ختم مرحوم سیف اله داد مراجعه فرمایید)... به نظرم کروبی تقاص گذشته اش رو پس میده ، اما اون اصلی هاشون کی باید تقاص پس بدن؟! منظورم اونایی هستند که در کاخهای کنار جمشیدیه و سعد آباد و سلطنت آباد و ... نشستند.

راستی بچه ها قدم بعدی انتخابات مجلس خبرگانه! فکر میکنم کار دشواری خواهیم داشت. انتخابات خبرگان بعدی نیاز به یک عزم ملی  جدی گرفتن دسته جمعی و پاکسازی نیروهای فرسوده و بی وجود داره... انشاءالله

به نام خدا

باز هم سلام

بنابر امر دوستان فعلاً این مناجات رهبری عزیزمون رو برا نوای وبلاگم گذاشتم... البته یک مولودی بسیار زیبا هم از محمود کریمی میلاد امام حسین (ع) خودم آپلود کردم که لینکشو پایین میذارم، هر کی خواست دانلود کنه.. البته چون خودم هم خیلی اونو دوست دارم بعد چند روز به عنوان نوای وبلاگم میذارمش

 میلاد امام حسین - محمود کریمی برای دانلود کلیک کنید

نماز جمعه پر از اتحاد امروز تهران!!


نکاتی که باید قبل از دیدن عکسها به آن دقت کنید:

 

1-  اینجا نمازجمعه است!

 

2- جالبترین صحنه برای من اتصال نمازگزاران امروز بود!!

 

3- پس از پایان خطبه ها تعداد زیادی نمازجمعه را ترک کردند گویا از برپایی نماز بی خبر بودند!

 

5- در ضمن عکسها از نمایش صحنه ها قاصرند، خودم به شخصه بدترین ظواهر و بدنام ترین دختران را در این میتینگ نمازخوانی نمایان! (البته بیشتر بخشی که در خیابان قدس نشسته بودند) مشاهده کردم.

 تصاویر را در ادامه مطلب ببینید..


از آشفتگی خواب دشمن (ایمیلای فراوونی که به اسم شکنجه در اوین برای تشویش اذهان میدن)و به گزارش خبرنگارامون ، خبرهای بسیار از اعترافات در راه است. خدا رو شکر ایادی انقلاب رنگی شکستهای بدی خوردند و بعیده دیگه بتونن از جاشون بلند بشن! ولی یادشون باشه که همه نوع کار رو برای حذف این انقلاب کردند (شورش، کودتا، جنگ داخلی، جنگ خارجی، تحصن، نافرمانی مدنی، و در آخر هم انقلاب رنگی با همکاری سفرای آمریکا و انگلیس درخاورمیانه و بنیاد جرج سروس یهودی و همه رسانه هایی که این بنیاد اجاره کرد!

حالا برای اینکه حالتون عوض بشه این شعر زیبا رو از یکی از دوستان در مورد نماز جمعه آقا نقل می کنم:

 

ديشب اين طبع ، بي‌قرار شما


خواست عرض ارادتي بكند


دستكم از دل شكسته‌تان


واژه‌هايم عيادتي بكند


***
چشم بد دور ، عمرتان بسيار


كس نبيند ملالتان آقا !


ما نمرديم خون دل بخوري


تخت باشد خيالتان آقا !


***
چيست روباه در مصاف شير ؟!


چه نيازي به امر يا گفته ؟!


تو فقط ابرويي به هم آور


مي‌شود خواب دشمن آشفته


***
هست خاموشي‌ات پر از فرياد


در تو آرامشي است طوفاني


«
الذي انزل السكينه » تو را


كرده سرشار از فراواني


***
واژه‌ها از لبت تراويدند


پرصلابت ، پرعاطفه ، پرشور


آفريدند در دل مردم


عزت ، آمادگي ، حماسه ، حضور


***
اين حماسه همه ز يمن تو بود


گرچه از آن مردمش خواندي


رهبرا ! تا ابد ولي محبوب


در دل عاشقان خود ماندي


***
سهم دلدادگان تو سلوي


قسمتِ دشمنان تو سجيل


رهبري نيست در جهان جز تو


كه ز امت چنين كند تجليل


***
نسل سوم چو نسل اول هست



با شعف با شعور با باور


جاري است انقلاب چون كوثر


هان ! « فصل لربك وانحر »


***
گرچه در باغ سينه‌ات داري


لطف‌ها ، مهرها ، محبت‌ها


گفتي اما نمي‌روي چو حسين (ع)


تا ابد زير بار بدعت‌ها !


***
ناگهان در نماز جمعه ي شهر


عطر محراب جمكران گل كرد


بغض تو تا شكست بر لب‌ها


ذكر يا صاحب الزمان (عج) گل كرد


***
جان ايران ! چه شد كه جانت را


جان ناقابلي گمان كردي ؟!


آبروي همه مسلمانان


اشك ما را چرا درآوردي ؟!


***
جسم تو كامل است ، ناقص نيست


مي‌دهد عطر يك بغل گل ياس


دستت اما حكايتي دارد ...


رَحِمَ اللهُ عَمِي العباس !

 

فقط راز دلت را با این ها بگو!


در فتنه ی امروز این ها را یاد کن و بر ایمانت محکم بمان..


http://i2.tinypic.com/suzrjo.jpg

در پي تجمع بدون مجوز قانوني ديروز رخ داد:7 كشته و 29 زخمي حاصل حملات مسلحانه حاميان موسوي


مرتضي تمدن اظهار داشت: متاسفانه برخي حاميان افراطي ميرحسين موسوي روز گذشته در پايان راهپيمايي بدون مجوز خود با سلاح گرم و سرد به برخي مراكز دولتي، انتظامي و نظامي حمله كرده و باعث كشته شدن 7نفر و زخمي شدن 29 نفر و وارد شدن دهها ميليون تومان خسارت به اموال عمومي شدند. مرتضي تمدن استاندار تهران اظهار داشت: راهپيمايي غيرقانوني حاميان موسوي با كشته شدن 7 نفر و زخمي شدن 29 نفر و دهها ميليون تومان خسارت به اموال عمومي به پايان رسيد. وي گفت: همانگونه كه قبل از انجام راه‌پيمايي غير قانوني ديروز هشدار داده بوديم عواقب و تبعات حوادث رخ داده بر عهده كساني است كه نمي‌خواهند چارچوب‌هاي قانوني را براي اعتراضات خود انتخاب كنند و با روش‌هاي غير قانوني باعث اغتشاش و ناامني شدند. رئيس شوراي تامين استان تهران افزود: متاسفانه برخي حاميان افراطي ميرحسين موسوي روز گذشته در پايان راهپيمايي بدون مجوز خود با سلاح گرم و سرد به برخي مراكز دولتي و نظامي حمله كرده و باعث كشته و زخمي شدن 36 نفر و وارد شدن دهها ميليون تومان خسارت به اموال عمومي شدند كه آقاي ميرحسين موسوي بايد پاسخگوي رفتارهاي خشونت‌بار هواداران خود باشد كه اينگونه از مردم شريف انتقام مي‌گيرند. تمدن با اشاره به حوادث روز گذشته كه در پايان راه‌پيمايي غير قانوني در تهران صورت گرفت، يادآور شد در اثر رفتارهاي خشونت‌آميز ديروز 36 كشته و زخمي و ميليون‌ها تومان خسارت به اموال عمومي و باعث به آتش كشيدن دهها خودرو و سه دستگاه آمبولانس شد. رئيس شوراي تامين استان تهران افزود: متاسفانه رفتارهاي تشنج آميز هواداران آقاي موسوي به گونه‌اي شكل گرفته كه با استقبال و ذوق‌زدگي رسانه‌هاي بيگانه و شبكه‌هاي رسانه‌اي خارجي روبرو شده و آنها مرتب به تشويق هواداران موسوي براي گسترش اغتشاشات مي‌پردازند و معلوم نيست چرا آقاي موسوي صداي كف و سوت رسانه‌هاي معاند با نظام را نمي‌شنود و احساس مسئوليت نمي‌كند؟ استاندار تهران با هشدار به عوامل اغتشاش طلب گفت: تمهيدات بسيار مهمي براي تامين امنيت شهروندان انديشيده شده و بزودي پاسخ محكمي به اغتشاش طلبان و عوامل شكل دهي بحران‌ها داده خواهد شد

 

خبر فوري و بسيار مهم براي علاقمندان وبلاگ نويس دکتر احمدي نژاد

 

همايش وبلاگ نويسان با سخنراني دکتر حسن عباسي و مهندس ثمره هاشمي

 

يکشنبه 10 خرداد ماه 88 ساعت 17 تا 19

 

سالن سيد الشهدا واقع در جنوب ميدان هفت تير

گیله‌مرد، ژان وال ژان و پارچه‌ی سبز رنگ


صدای به هم خوردن در، گیله مرد را از خواب بیدار کرد. هوا هنوز گرگ و میش بود. گیله مرد بلند شد، کلاه پشمی را برداشت و از کلبه‌اش بیرون زد. سوز سرد و تازیانه‌های تگرگ بی‌رحمانه بر صورتش می‌تاختند. تا کله پزی راه زیادی نبود! اما سرمای هوا، سکوت جنگل و گرسنگی زاید الوصف، مسیر کوتاه را برای گیله مرد چند فرسخ می‌نمود.

به کله پزی که رسید دیگر هوا کاملاً روشن شده بود. گیله مرد وارد مغازه شد، سلام کرد و روی میز تک نفره همیشگی نشست. حشمت خان، صاحب مغازه، با اینکه مرد رند و دغل بازی بود، سعی می‌کرد با لوتی منشی و مشتی‌گری با مشتری ها رفتار کند، برعکس، گیله مرد، ساده و بی آلایش بود، اگر کاری از دستش بر می‌آمد از دیگران دریغ نمی‌کرد، ولی خیلی‌ها هم از سادگی‌اش سوء استفاده می‌کردند......

خیلی جالبه. بقیه شو تو ادامه مطلب بخون...

رهبر اصلاح طلبان مهم تصمیم توست؟؟!!!!!!


راستش تو زمینه هایی که دوستان درست کرده بودند جمله ای تبلیغاتی چشمم را نواخت!!

رهبر اصلاح طلبان مهم تصمیم توست (با توجه به عکس سید محمد خاتمی ، گویا مخاطب وی بود)

راستش کمی خندیدم! چون دو تا دروغ توش بود:

1- رهبر اصلاح طلبان!! آیا واقعا رهبر اصلاح طلبان آقای خاتمی است یا اصلا ایشان را در تصمیم گیری هایشان در نظر میگیرند؟؟!!!!

2- مهم تصمیم توست!!!!!!!!!!! واقعاً تصمیم آقای خاتمی برای کارگردان اصلاحات مغزی(!) مهمه؟؟!

نظر شما چیه؟

راستش تو اين عصر ارتباطات ، انقدر حرف زياده که آدم فکر نميکنه که گوشي براي شنيدن حرفاي خودش پيدا کنه..... برا همين گاهي وقتا اين آدم مياد  بيش از 5ماه چيزي نمينويسه ، تا مطمئن بشه که 4 نفر جرف قبليشو خوندن!!

فقط ميتونم بگم از اينکه لطف ميکني و بين اين همه حرف خوب تو دنيا و بين اين همه بزرگ مياي اينجا و حرفاي من گنهکار رو هم ميخوني (ميشنوي) ، خيلي ازت ممنونم.

دلم ميخواد از اين به بعد دير به دير بيام و 1 حرف کوتاه بزنم و مدتي صبر کنم تا 4 نفر اونو بخونن ، بعد مطلب بعدي رو بنويسم...

حرف امروزم:

اين تن آلوده بميره! ازتون خواهش ميکنم به جاي نصيحت کردن همديگه 1 کم به هم احترام بذاريد. همه جا که ميتينگ سياسي نيست که ميخواي منو محکوم کني. حزبتو دوست داري ، عيبي نداره ، ولي اولا که همه اعصاب سياسي ندارن که تو بخواي نظرات شخصيتو بهش تفهيم اتهام کني(!!) ثانيا بحث سياسي جا داره. به جاش من نوکرت هم هستم ميشينم انقدر باهات مي بحثم تا حدي که مجبور بشم هر نوع شيء سنگين يا تيزي رو از دسترست دور کنم.. والسلام

به یاد بیاور دخترانی که ....


 به نام حضرت دوست که هر چه دارم و داریم از اوست

خوب.... بعد از چند وقت آپ نکردن وبلاگ ، اومدم چهار تا دونه حرف برا خودم بزنم و برم. والا اینا رو برا نصیحت کسی نمی زنم و هیچ انتظاری از کسی ندارم! اینا رو فقط برا خودم می نویسم. اینا همش یادگاری های خودمه که ، نکنه هیچ کدومشو یه روزی فراموش کنم و مثل بعضی ها حزب باد یا یا حزب مردم خر کن و خلاصه آدم کسی نباشم ، جز خدا! حالا این حرف چیه!؟ بشین تا برات تعریف کنم! (نخواستی هم گوش نکن ، چون با خودم بودم!) احسان! این متنو برا اون  موقعی نوشتم که چشمت غافل از خدا و علی و حضرت زهرا و حسنین و حضرت مهدی (علیهم السلام) میشه و اول قوای ورودی بدنت ، دوم قوای تجزیه و تحلیل بدنت و در آخر قوای خارجی بدنت آلوده به گناه میشه... احسان! یادت نره تنها راه باقیمونده برای فرار از گناهان و ابلیس های امروزی ، متاسفانه یا خوشبختانه برای تو یادآوری همیناست!

به یاد بیاور آن دختری که بین آن همه لات و لوتی که از کرج و شاه عبدالعظیم و ورامین و حتی کردستان و ... به دانشگاه تهران و خیابان های آن آمده بودند و هیاهو به پا کرده بودند و همه جا را آتش زده بودند و هر که ریش داشت را به باد کتک می گرفتند و دخترانی که شب تا به صبح را کشیده بودند! را آتیش بیار معرکه نموده بودند! به امید نابودی نظام جمهوری اسلامی و دختری دانشجو بین همه آنها با آن چادر زیبایش فریاد وامحمدا و واعلیا سر داد و از اصل مترقی اسلام یعنی همان ولایت ، میان انبوه دشمنان عربده کش ولایت ، دفاع کرد و چه دردناک بود وقتی با انواع ابزار و وسایل ، این شیر دختر را مانند گرگان دشت کربلا ، می دریدند و شکنجه می کردند.

به یاد بیاور آن غروبی که در چهارراه محله ، در حال عبور بودی ، یکی از دانشجویان دانشگاه شریف را دیدی که به جوانان لاابالی که دائم در این محله می ایستند و دختران عابر را بی ادبی میکنند، امر به معروف و نهی از منکر کرد و دقایقی بعد زمان رو به تاریکی گذاشت ، آن اراذل به آن جوان دانشجو حمله ور شدند. ابتدا 3 نفر و به مرور زمان بیشتر شدند. ناگهان دیدی همان دختران عابر این ارذل را تشویق می کنند که این بسیجی را بزنید! ، و ناگهان تر! اینکه می بینی مانند مافیای کاملاً هماهنگ چند ماشین مدل بالا در دور این درگیری پارک کرده و آنها هم به سر این دانشجوی بسیجی میریزند و باز بر تعداد دخترانی که این اراذل را تشویق می کنند ، افزوده می شود. حمله 2 نفر به تو ، حساب را از دستت می برد و نمی دانی چند ده نفر بر سر این مجرم (جرم = امر به معروف و نهی از منکر) می ریزند! (تا همین جا بس است)

به یاد بیاور در آن جنجال و ایام شاد ضد انقلاب و وحشت برای مردم شاهد آن ماجراها ، پسری بسیجی کشته می شود. یادت هست چگونه!؟ جای چاقو و سیگار و لگد و آجر و چوب بر بدنهای بعضی از این جوانها که کاملاً عادی بود. در پهلوی او جای هیچ شی آشنای درگیری یا ضربه نبود، بلکه سوراخی در پهلوی او ایجاد شده بود که مشخص شد ، یکی از آن زنانی که شرح حالش را میدانی ، در پهلوی آن بسیجی فرو کرده بود!!

احسان! به یاد بیاور همه دیگر اتفاقت اینچنینی که نوشتن بعضی از آنها در اینجا ممکن است منجر به فوت یا ناامیدی از زندگی یک جوان شود! (شاید با کمی اغراق ، ولی حقیقت نزدیک به همین است)

آری احسان! حال چگونه به این چهره های شیطانی و اندام های تحریک شده حیوانی و لبخندهای دروغین اینگونه زنان ، دل می دهی!!!؟؟؟؟ و چرا این بی سر و پاها را پابرهنه به بهشت قلبت (بهشت است ، چون خدا در آن زندگی می کند!) راه میدهی؟ و چرا؟ و چرا!؟ پس در آن لحظات همیشه این مطالب و شبیه اینها را به یاد بیاور و هیچ گاه فراموش نکن که زینب (س) در کربلا چه کرد و پسران و دختران زینب (س) ، چه ایثارها کردند.

            بوی محرمش هم اومد! و این حرف من بود برای ورود به ماه محرم.....

 

حاج آقا گاف را بیشتر بشناسید!!


ماجرا از آنجایی شروع شد که در آبادی نه چندان کوچک جامعه مجازی (که به تازگی منبع فیلم ها و عکس ها و فیلم های ساختگی و غیر ساختگی و بنگاه تجارت جنسی برای مخاطبین ایرانی شده است) خبری با فیلم در جامعه مجازی قرار گرفت و به سرعت نقل هر محفل ضد آخوندی شد! و بازیگر اصلی این فیلم سکسی ، حاج آقا «گ» (بخوانید گاو) بودند.

ماجرا را در ادامه مطلب بخوانید...

چند روزی است که اوضاع اینچنین است!


چند روزی است که من چیزی ننوشته ام..................

چند روزی است که هوای تهران زود سرمای زمستان را تجربه می کند ......................

چند روزی است که زود بخاری ها روشن شده و خدا به داد زمستان امسال شمالی ها و جنوبی ها و شرقی ها و غربی ها برسد ...................

چند روزی است که دل ما هم هوای پاییزی گرفته و سرمای پاییزی اش بی سابقه است! .............

چند روزی است که مردی به خاطر یک دروغ (نه به خاطر عملکردش) رسوای جهانیان شده ، اما جهانیان به خاطر همه دروغهایشان محاکمه نمی شوند! ........................

چند روزی است که سیمان و میلگرد و ... قیمتشون کمتر از نصف شده ...........

چند روزی است که یک سیاهپوست نقش رئیس جمهور رو در ایالات متحده به خود گرفته! ولی چه حاصل ..........

چند روزی است که گویی هر کس نتوانسته در این سی سال کاری  برای مردم انجام دهد، محمود نامی را مقصر می داند و هر کس طی سی سال نتوانسته ضربه ای به اتحاد انقلابیون بزند اینک همه را از هم متفرق کرده است !!! ......................................

چند روزی است که مثل چند روز قبل و آن هم مثل چند روز قبل ترش و ..... ، مسلمانان در جهان ،قتل و عام می شوند ، اما .... اما غیر آزادگان دست می زنند و آزادگان بی تفاوتند!!!! .........

چند روزی است که کسی از شکر نعمت حرف نمی زند و هیچ کس وفور نعمت و لطف خدا را نمی بیند و فقط گناه می کنیم و گرانفروشی  می کنیم و به مومنین تهمت می زنیم و ...........

چند روزی است که فرهنگ برهنگی ، آبشخور آزادی عقیده شده و برهنگی فرهنگی ، اصل الاصول بحث مردم! ....................

چند روزی است که .......... چند روزی است که دیگر به خود می گویم بس است اما .... اما باز هم طاقت نمی آورم و حرفهایم را بالا می آورم!

 

ما رو نمی بینی خوشی!؟


سلام رفیق!

خوش میگذره؟ ما رو نمی بینی خوشی!؟ (بخوانید: معرفت درّ گرانی است / به هر بی سر و پایی ندهند!!!)

دوست من! حرفای قدیما رو یادت رفته؟ چقدر قربون صدقه هم می رفتیم! نکنه اون موقع ها از روی بیکاری با ما رابطه داشتی!!؟ باور کن خیلی وقتا ، دوستات این فکرو می کنن!! میدونم که اگه ازت بپرسن ، توجیه می کنی، ولی میدونستی هیچ چیز توجیه این بی توجهی به این دوست فقیرت (فقیرِ دوریِ تو) نیست!؟ آخه خودت که بهتر از من میدونی وقتی ارتباط دو تا مومن (کافر که نیستیم!) کم میشه ، یعنی اینکه ایمان یکیشون یا جفتشون ، مشکل پیدا کرده! ایمان تو رو که شکی توش ندارم ، مشکل اینجاست که وقتی دیگه ازم خبر نمی گیری ، به ایمان خودم شک می کنم. حس می کنم خیلی آدم بدی شدم که توجهی به من نمی کنی. حداقل یک بار به من بگو ازت خوشم نمیآد! دیگه من هم بهت زنگ نمی زنم...... بای!

حرف دل خیلی هاتون بود، درسته؟ این چیزی که گفتم ، یکی از گناهان کبیره روزِ دنیاست. آره جون خودم! پس گناه کبیره چیه فکر کردی!؟ شاخ و دم که نداره! همین که شیعه از دوست مومنش که نزدیکترین همسایه اشه بی خبر باشه ، وای به حال بقیه... فکر هم نکن که سرت خیلی شلوغه یا وظیفه اونه که باهات تماس بگیره... این یه قانونِ اصولی در دوستیه : وظیفه توِ که با دوستت تماس بگیری ، وظیفه ی تو.

لطفاً کمی این دوستی ها رو بیشتر جدی بگیرید! تماس تلفنی حداقل کاریه که میتونی برای احوالپرسیِ دوستت انجام بدی. از هر بعدی که بگی این واجب تاثیر داره. سیاسی ش این میشه که مردم سالاری و حزب سالاری در ایران داغونه ، چون رابطه ها فدای مصلحت سنجی فردی میشه و مصلحت سنجیِ جمعی فدای منیّت های افراد!

از فرصت استفاده کنم شکایتمو به بعضی ها بگم.

 چی شد؟ اون موقع ها همش دم از خدمت و کار خالصانه برای خدا و ... می زدید و قرار بود دست همدیگه رو ول نکنیم. امّا حالا که پاش رسیده ، کم آوردی و میگی زندگی فرصت اینکارا رو بهم نمی ده! و زندگی خیلی سخت تر از اون چیزیه که من بفهمم! تا یه کاری بهت پیشنهاد می کنم ، از منفعت مالیش ازم سئوال میکنی. من هم دیگه پشیمون میشم از اینکه در اون رابطه باهات صحبت کنم! / والسلام...

 

 

خود نصیحتی!


یه موقعایی آخر شب ، اگه حال نداشتی به کارا و اشتباهات روزانه فکر کنی ، حداقل خودتو دو تا دونه نصیحت کن. از اون نصیحتا که اگه یکی بهت بگه ناراحت میشی و غرورت نمی زاره ترکش کنی. از اون نصیحتا که وقتی یکی بهت میگه ، سریع بهش برچسب دگم بودن و ریاکار بودن و به روز نبودن و ... میزنی. از اون نصیحتا که وقتی خودت به خودت میگی ، حس می کنی که خدا هم دوس نداشت اون کار رو انجام میدادی... از اون نصیحتا که بابت اون کارت خسارتای مادی و معنوی می بینی.. از اون نصیحتا که بابت اشتباهت از خودت بدت می آد و دوس نداری دیگه تکرار بشه. از اون نصیحتا که تو این دوره زمونه مردم ترکش کردن و هر گرفتاری می کشن به خاطر ترک همینه. از اون نصیحتایی که کاری رو از روی نادونی و بی تجربگی و سادگی انجام دادی و دیگه نمی خوای انجامش بدی...

راستی میدونستی وقتی زیاد نصیحتی (امر به معروف و نهی از منکری) تکرار میشه ، مشکل برطرف میشه (به شرطی که به اون نصیحت راضی باشی.) خوبیِ این خود نصیحتی اینه که حداقل تو این  دنیا حرف خودتو که دیگه قبول داری! به خودت که دیگه برچسبی نمی زنی! به خودت که دیگه توهین نمی کنی! خودتو که دیگه بابت نصیحت مرتبط با فلانی وفلان مقام و فلان سازمان نمیدونی که بخوای بهش بتوپی....

داداش من ماه رمضون تموم میشه ، اگه میخوای خوب بشی و خوب بمونی ، هر موقع یاد این پیام من افتادی ، خودتو نصیحت کن... خدا هم هواتو داره.. راستی چه زود بعضی چیزا قبحش برامون ریخته!!!؟؟ چه زود حجب و حیاء ، برامون غیر قابل وصول شده!!؟؟

 

سید محمد خاتمی جان!


نامه منتشر نشده حسن روحاني به سيد محمد خاتمي ...

 

سيدجان، خودماني باشيم، چه کاريه؟! کروبي هست. تو هم نيا. اون نقاشي مي‌کنه تو خطاطي کن! با هم گالري بزنين، نمايشگاه راه بيندازين. من قول مي‌دم بيام تماشا، اما کاش اين روزا حال و روز ما رو هم تماشا کني سيد!

ادامه را در ادامه مطلب بخوانید!

دخترک یتیم براتون خوردنی فرستاده


کمک یتیم به ...!

تشنه ای!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


ای دل ار تشنه شوی کاسه آبت بدهند

تب کنی گر تو در این مسئله ، تابت بدهند!

قدر راز وجود تو صوابت بدهند

سنگ آنگونه بزن تا که جوابت بدهند

درخور بخششِ دلبر گنهی باید کرد

با خدا عشق نمودن جگری می خواهد

 

 

 

 

چه کرده این شیرین جون!!


بدون هیچ گونه مقدمه ای شما رو به خوندن مطلب امروز روزنامه کیهان در ادامه پروژه رسوایی یکی از مزدوران صهیونیست و بهائیت در ایران که مدتهاست با اسناد و مدارک مستدلّ ، فعالیتهای کثیف وی را پوشش می دهد ، دعوت می کنم. مطمئن باشید با خوندنش چیزی رو از دست نمی دید.... (خاطرنشان می کنم به دلیل اطلاع رسانی فوق العاده اطلاعاتی این ارگان مطبوعاتی ، مدتی است اپوزیسیون خارج و داخل ، تمام تلاش خود را برای تعطیلی این روزنامه می نمایند که الحمدلله تا بحال موفق به این کار نشده اند.

خشم و نفرت «شيرين عبادي» از زنان و مردان مسلمان ايران و رسانه هاي انقلابي ريشه اي ديرينه دارد. سال 1356، در روزهايي كه قيام زنان و مردان انقلابي شهر مقدس قم (قيام 19 دي) وحشيانه سركوب شد، شايد كمتر كسي سخنراني هاي «شيرين عبادي» را به ياد داشته باشد، سخنرانيهايي كه او در آن از انقلاب و انقلابيون مسلمان ايران ابراز «تنفر و انزجار» كرد و گفت كه حاضر به «جانبازي» در راه شاهنشاه آريامهر است.

متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید...

دختر بازی و خانوم بازی دوس داری!؟؟؟ بیا اینجا!


 ........... فورا به سراغ  بعضی از زنان مسیحی كه از طرف وزارت مستعمرات دوره دیده بودند رفتم و صفیه را برای او تعیین كردم

راستی كه چه سخن زیبا وطلایی بود كه به هنگام وداع ، وزیر مستعمرات به من گفت :

" ما اسپانیا را از كفار ( منظورش مسلمانان بود ) به وسیله ی شراب و فحشاءپس گرفتیم و باید بكوشیم تا بقیه كشورهای خود را به وسیله ی این دو نیروی عظیم پس بگیریم "

 گزیده ای از خاطرات مستر همفر رو حتماً در ادامه مطلب بخونبد...

 

خواستم تبریک بگویم، امّا....


 

نان شُبهه لقمه ی مردم شده
چادر زنهای شیعه گم شده
من چراغ و ریسه میخواهم چکار؟؟؟
شیعه میخواهم که باشد پای کار

(آقا جان من شرمنده ام./)

 

4voz7nb.jpg

دوران مدارا ؟ ! (تحلیل سیاسی یک خبر)


عرض سلام و باز هم تبریک ... یادتون باشه دوستای خوبم! که شب قدر ما نزدیکه!

راستش بازگشت به ارادتی که بنده به اکثر مقالاتِ منصفانه و البته به روز جناب آقای شریعتمداری دارم (همینجا بعضی از مخاطبینمو احتمالاً از دست میدم، ولی مهم نیست!) ، خواستم بگم که امروز سر مقاله ی ایشون بعد از اون مقاله ی چند روز پیششون که انتقاد از آقای رئیس جمهور بود، یه سرمقاله به شدت جانبدارانه و دفاعی از رئیس جمهور خدوم ملّت ایران بود و یه انتقاد از بزرگترین و قدرتمندترین منتقد آقای رئیس جمهور! من هم این مقاله رو در این روزهای مبارک تقدیم می کنم به همه دوستای خوبم. امیدوارم که استفاده لازمو ببرید. همینجا هم از کلیه بر وبچِ زحمتکش روزنامه ی سیاه و سفیدِ کیهان که همیشه معتبر ترین و دست اول ترین اطلاعات رو داشته و به خصوص سر مقاله هاش و خبرای ويژه اش خیلی طرفدار داره، به شدّت! تشکر میکنم و آرزوی دوام توفیقات همه خدمتگزاران گمنام مردم ایران دارم...

حتماً تو ادامه مطلب بخونید. ضرر نمی کنید......

گلهای شعبان


گلهای شعبانیه سلام

خوب چی کار کنم.. هم دستم ، پای نوشتن نمی داد ، هم دیگه می خواستم حرف نزنم.... اما چه کنم که بعضی حرفا برا زدنه ، نه برا چال کردن....

اصلاً  میدونی چیه!؟ امروز یه کسی به دنیا اومده که امامه، پسر پیامبره ، پسر فاطمه ست ، پسر علیه ، پسر حسینه ، برادرزاده امام حسنه و زینب و عباسه ، پدر 8 تا امام و حضرت معصومه و کلی امامزاده است ، امّا یه رگش مال همین دور و براست!  باورتون میشه!؟  آخه مادر این امام ، ایرانیه!! 

خوب با این حساب فامیل میشیم دیگه...

خوشحال بودیم که میلاد اسوه های انسانیت و مظاهر صفات جلالی و جمالیِ خداست ، اما یادمون نبود که به یه زبون دیگه تولد فک و فامیلمونه.

راستی شنیده بودم که حضرت زهرا (س) در روز محشر با ایرانی ها محرمند، چون گفتن که همه ایرانی ها یا فرزندان حضرت زهرا (س) هستند یا دامادها و عروس هاشون....

یا امام سجاد ممنونم که ما رو با این خونواده فامیل کردید! ممنونم... با تمام وجود ممنونم...

حالا ای علی بن حسین! میشه تو این شبا که خیلی قشنگن و از آسمونا نور و فرشته می باره ، یه نگاهی به این فامیلای ایرونیتون کنید ، و ما رو هم مثل خودتون آسمونی کنید و از این زندگی های گناه آلود و مادی نجات بدید. آقا جان! به حق این شبای عزیز با اینکه برق خونه هامون میره، ولی انگار شادی آسمونیا تو این ماه ، همه دلا رو روشن می کنه- قسمتون میدیم که به اون جمعه دیداره بگید انقدر از دست ما فرار نکنه. آخه درسته ما گناهکاریم ، ولی حاضریم سرمون رو هم بزنن ، ولی اون روز برسه...

 

 

سه گل بشکفته باعطرگل یاس/خوشا زیطم به پاشان دروالماس

یکی شاهد ،یکی عابد ،یکی عشق/حسین وهمرهش سجادوعباس

 

 

اعیاد پربرکت برشمامبارکباد

مردى خدمت على -علیه‏السلام آمد و عرض كرد:

 یا على -علیه‏السلام من هفتصد فرسخ راه مى‏آیم تا هفت كلمه بپرسم.

على -علیه‏السلام فرمود: سؤال كن! او سؤالهاى خود را به شرح زیر مطرح كرد:

1. آن چیست كه از آسمان بزرگتر است؟

2. آن چیست كه از زمین وسیعتر است؟

3. آن چیست كه از آتش داغتر است؟

4. آن چیست كه از زمهریر سردتر است؟

5. آن چیست كه از دریا غنیتر است؟

6. آن چیست كه از سنگ سخت‏تر است؟

7. آن چیست كه از یتیم ضعیفتر است؟

در جواب حضرت على -علیه‏السلام فرمودند:

اول: تهمت.

دوم: حق.

سوم: حرص.

چهارم: حاجت‏بردن نزد بخیل.

پنجم: آدم قانع.

ششم: قلب كافر

هفتم: سخن‏چین

 

برترین های کنکور :

تهران : 47 درصد

اصفهان و تبريز: هر كدام با 11 درصد

فارس : 5/5 درصد

كرمان، كردستان، كرمانشاه، خراسان شمالي، خراسان رضوي، يزد، مركزي، مازندران و گيلان: 3 درصد

ضمن تبریک به همه قبول شدگان و آرزوی موفقیت برای همه پشت کنکور مونده ها (هنوز اتفاقی نیوفتاده که!... امسال نشد، سال بعد!)

زینب فرشته بود!؟


زینب فرشته بود و پر خویش وا نکرد                 این کار را برای رضای خدا نکرد

این کربلا چه بود که جز این مسافرت                 او را زجان عزیزتر خود جدا نکرد

گیسوی  آیه های نجیبی که می وزید                 با معجز شکسته ی زینب (ع)چه ها نکرد

آری غذا نداشت ولی در تمام راه                      یکبار هم نماز شبی را قضا نکرد

بیگانه بر غریبی زینب (ع) سلام کرد                کاری که هیچ رهگذر آشنا نکرد

 

 

قحطی  مدینه عبدالله بن جعفر  را مجبور به رفتن به شام جهت نمود  او کشاورزی می کند . ولی زینب ...!!!! هر روز او گریه و داغ دل است . بیماری او شدت یافته  تا اینکه نیمه ظهر به همسر خود عبدالله می گوید ؛" بستر مرا  در حیاط زیر آفتاب قرار بده !" عبدالله می گوید :" همین کار را کردم متوجه شدم چیزی را روی سینه خود قرار داده و مدام زیر لب  حرف می زند ، به او نزدیک شدم ، دیدم پیراهنی که یادگار از کربلاست ، یعنی پیراهن حسین (ع)  را که خونین و پاره است ، به روی سینه نهاده و مدام می گوید :" حسین .... حسین ... حسین ......" لحظاتی بعد او وارد حریم اهل بیت نبوت گشت و کارنامه عمرش به خیر و سعادت ختم گردید

(عقیله بنی هاشم ص 57 و 58)

 

 

 

شب آرزوها (لیلة الرغائب )


اولین شب جمعه ماه رجب را لیلة الرغائب نامند. در این شب ملائك بر زمین نزول می كنند. برای این شب عملی از رسول خدا صلی الله علیه و آله ذكر شده است كه فضیلت بسیاری دارد و بدین قرار است:

****بقیه را در ادامه مطلب بخوانید...

عواقب گناهان جنسی!


گناه جنسی پریشانی احساسی به دنبال خواهد داشت. رابطه ی جنسی، تعهد و پیوستگی احساسی با شریک جنسی ایجاد می کند.
قدرت این تعهدها بر حسب نوع رابطه متفاوت است. خداوند این پیوستگی و تعهد جنسی را برای همسران ایجاد کرده است. اگر این تعهد و پیوستگی با کسی غیر از همسر فرد ایجاد شود، آشفتگی و پریشانی احساسی ایجاد خواهد شد. این آشفتگی به صورت های مختلف نمایان می شود. در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنیم:

 

 

جمعه ما نزدیک است


 

 

ماشا، مانكنی كه مسلمان شد!


 

«ماشا الیلیکینا» نام مشهوری در روسیه و مناطق روسی‌زبان است. او حدود 2 سال پیش به عنوان یک هنرپیشه جذاب و یک مدل زیبا مطرح بود و شهرت و محبوبیتش با اوج گرفتن «گروه رقص و موسیقی فابریک» در روسیه، به بالاترین حد رسید.
ماشا الیلیكینا، ستاره سابق سینما، رقص و موسیقی، اینك حجاب اسلامی در بر دارد و به تدریس در مدارس مشغول است. وی می‌گوید از جلوه‌های كاذب سابق متنفر است و اكنون احساس خوشبختی می‌كند.
آنچه در پی می‌آید مصاحبه سایت روسی Islam.ru با این هنرمند مسلمان شده است:


375412547_.jpg
ماشا الیلیکینا در جمع اعضای گروه موسیقی فابریک
(قبل از تشرف به دین اسلام(


1375photo2.jpg
تصویری از ماشا الیلیکینا بر روی جلد مجله مشهور ماکسیم
)
قبل از تشرف به دین اسلام(


397412551_2.jpg
... و اما تصویری از ماشا بعد از تشرف به دین اسلام
و انتخاب حجاب و عفاف


چطور شد که تمام موفقیت‌ها و درخشش‌های خود روی صحنه را زیر پا گذاشتی و به اسلام گرویدی؟
ماشا: من به لطف خداوند به سوی او گام برداشتم. این اراده خدا بود.
 

در زمانی که یك خواننده بودی آیا فکر می‌کردی که روزی اسلام بیاوری، روزه بگیری و به حج بروی؟
ماشا: نه؛ حتی به ذهنم خطور هم نمی‌کرد که روزی به حج بروم و از بهترین و گواراترین آب، یعنی آب زمزم بنوشم

•  آیا راهی که برای مسلمان‌شدن طی کردی، مسیری طولانی بود؟
ماشا: من دو سال است که مسلمان شده‌ام. یک روز مطلع شدم که یکی از نزدیكترین دوستانم بر اثر یک حادثه در شهری دیگر به حالت کما رفته است. من نمی‌دانستم که چطور می‌توانم به او کمک کنم. آن روز برای اولین بار نماز خواندم و دست به دعا برداشتم و از خدای بزرگ کمک خواستم.
روز بعد همان دوستم با من تماس گرفت و گفت: «در آن حالات بیهوشی من تو را می‌دیدم و تو خیلی زیاد به من کمک کردی!»، من در آن لحظه بسیار گریستم؛ زیرا برای اولین بار در زندگی‌ام بود كه چیزی از خدا می‌خواستم

• در حال حاضر به چه کاری مشغولی؟
ماشا: من پنج زبان اروپایی بلد هستم و در حال حاضر در مدرسه و دانشگاه تدریس می‌کنم. ضمناً برخی از نت‌های مجاز شرعی را نیز می‌نویسم.

آیا موسیقی هم گوش می‌دهی؟
ماشا: بله؛ آثار «گروه ریحان»، «گروه سامی یوسف» و «گروه کت استیونس» ( که پس از اسلام آوردن نام خود را «یوسف اسلام» گذاشت) را گوش می‌کنم

• آیا چیزی از قرآن هم آموخته‌ای؟ آیا آمادگی داری که زبان عربی را هم به آن پنج زبان اروپایی اضافه کنی؟
ماشا: در ابتدا فکر می‌کردم که آموختن زبان عربی مشکل باشد. اما آن را شروع کرده‌ام و خیلی هم آن را دوست دارم و فکر می‌کنم کلیدی برای فهم دانش برتر باشد

• چرا گرایش به اسلام نسبت به ادیان دیگر بیشتر است؟ و چرا بیشتر کسانی که به اسلام می‌گروند از بین هنرمندان و فعالان در کنسرت و موسیقی هستند؟
ماشا: اسلام نسبت به ادیان دیگر، محکمترین اساس را دارد. تمام قواعد اسلام در زندگی کاربرد دارند. راه اسلام سعادت‌بخش است

• از اینكه مسلمان شده‌ای چه احسای داری؟
ماشا: احساس خوشبختی. امروز من این فرصت را دارم که مقایسه کنم قبلاً چه بودم و حالا چه هستم. من اکنون با حیات واقعی آشنا شده‌ام، پس خوشبختم

• و چه تفاوتی با قبل داری؟
ماشا: ایمان به خدا زندگی مرا متحول کرد. میل به عبادت خداوند در فطرت و وجود همه انسان‌ها نهاده شده است. من اطمینان دارم که خداوند به ما تفکر و تعقل نداده است تا بیاییم، زندگی کنیم، بخوریم، بخوابیم و بمیریم. خدا به ما فرصت زندگی کردن داده است تا به او برسیم.

• آیا گاهی به موفقیت‌ها و درآمد سابق خود فکر نمی‌کنی؟ حسرت آن دوران را نمی‌خوری؟!
ماشا: آن جلوه‌ها، پس از مسلمان شدن، برایم بی‌ارزش و منفور هستند

• از اینکه آشکارا خود را مسلمان معرفی می‌کنی هراس نداری؟
ماشا: نه نمی‌ترسم. برعکس، تکلیف و وظیفه خود می‌دانم که دیگران را از راه گمراهی بازدارم و به عنوان الگویی برای آنها باشم.

از اینکه عکس‌های سابقت در اینترنت هست ناراحت نیستی؟
ماشا: من خودم دوست ندارم به این عکس‌ها نگاه کنم. اما اشکال ندارد که مردم آنها را ببینند تا برایشان عبرت شود و بدانند که انسان می‌تواند تولد دیگری داشته باشد و از نو به دنیا بیاید. انسان می‌تواند توبه کند و با انجام کارهای خوب، تمام سیاهی‌های گذشته‌اش را پاک کند، ان شاء الله.

اینك چه چیزی از «اسلام» می‌توانی به دیگران بگویی؟
ماشا: اسلام می‌گوید: «اگر نمی‌توانی راجع به خدا بیندیشی حداقل سعی کن از قید خودت رهایی یابی و پلیدی‌های نفست را مهار کنی؛ رذایلی مانند خودپسندی، تکبر، حسد، ظلم، دروغ، خودستایی و خودنمایی». اگر کسی می‌خواهد به سوی اسلام گام بردارد فقط باید اندیشه کند و از فطرت خود مدد بگیرد

• چه پیامی برای مسلمانان داری؟
ماشا: آرزو می‌کنم که کارهای نیک و عبادات برادران و خواهران دینی من مورد قبول خداوند متعال قرار بگیرد و رحمت خدا بر خانه‌های آنان ببارد.

و برای غیر مسلمانان؟
ماشا: امیدوارم کسانی که هنوز به دین اسلام مشرف نشده‌اند لحظه‌ای به خود بیایند و فارغ از انبوه اطلاعات پوچ و بیهوده‌ای که چشم و گوش مردم این عصر را فرا گرفته است كمی اندیشه کنند.

 

کنکور ، مادر ، جبهه


با عرض تبریک ولادت با سعادت  بانوی دو عالم  حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) 

 

رفیق دانشجویی داشتم كه دیر به جبهه آمد. گفتم:  دیر آمدی!

 گفت: رفتم  جواب كنكور را بگیرم، كمی دیر شد( طوری گفت جواب كنكور را بگیرم فكر كردم كه رد شده است)

 گفتم: قبول نشدی؟

گفت:  چرا، قبول شدم( طوری گفت قبول شدم كه با خود گفتم: حتماً در یك رشته ی درب و داغون قبول شده )

 گفتم:  چه رشته ای قبول شدی؟

 گفت:: پزشكی دانشگاه تهران

گفتم :  پس چرا به جبهه آمدی؟

 گفت  : من اصلاً نمی خواستم به دانشگاه بروم چون در همین عملیات شهید می شوم. در كنكور شركت كردم تامادرم  در فامیلها سر بلند شود و بگوید كه بچه ی من خیلی لایق بود. او در همان عملیات شهید شد.( به نقل از یکی از سخنرانی های  اقای پناهیان )

یا حق

 

یواش یواش مفاتیح رو باز کنید!


«ماه رجب نزدیك است»

امام  موسی بن جعفر(ع) فرمودند :

رجب نام نهریست در بهشت : از شیر سفید تر از عسل شیرین تر

( مفاتیح الجنان )

خودمان را برای استقبال از این ماه آماده كنیم....

 ماههای  حرام  كه رجب هم یكی از آنهاست  یعنی چه ؟

 چهار ماه از ماه‏های سال قمری «ماه حرام» نامیده شده‏اند كه عبارتند از: ذی قعده، ذی حجّه، محرم و رجب. عرب‏ها جنگ كردن در این ماه‏ها را حرام می‏دانستند؛

حتی اگر كسی در یكی از این ماه‏ها قاتل پدر یا برادرش را می‏دید، او را نمی‏كشت. این به سبب ارزش و احترامی بود كه پیش از اسلام برای این چهار ماه قائل بودند. برای همین ماه رجب را ماه نابود كننده قحطی و آلات جنگی می‏نامیدند؛ زیرا با ترك جنگ، فقر و قحطی و خونریزی از بین می‏رفت.

 ماه رجب را ماه اصمّ (گنگ) نیز می‏گفتند، زیرا با آمدن این ماه دیگر صدای اسلحه‏ها به گوش نمی‏رسید.

 شیعه معتقد است كسانی كه برای ماه‏های حرام و مسجد الحرام احترام و ارزش و حرمت قائلند و در آنها به جنگ و خونریزی نمی‏پردازند، نباید با آنان  جنگید؛ مگر آن كه آنان جنگ را آغاز كنند.

 

و عاقبت یاس را هم کشتند....


پرده اول : تا یه چیزی میشه ، میگی خدا مگه خودش نگفته بنده های منو لعن و نفرین نکنید! باشه تو راست میگی. ولی تکلیف اونایی که..........

پرده دوم : حسن رفت. حسن با مادرش رفت. حسن با مادرش به مسجد رفت. حسن با مادرش برای دفاع از علی به مسجد رفت.... حسن به خانه آمد. حسن با مادرش........

برای خواندن متن کامل به ادامه مطلب بروید........

 

اون سعی می کنه همه فاکتورهای امید به آینده و رسیدن به هدف رو از تو بگیره.

اون تمام تلاشش رو می کنه که تو رو قبل از اینکه نیت به انجام اون کار بکنی، منصرفت کنه.

اون وقتی میبینه کار رو شروع کردی، بی خیالت نمیشه و تو رو وسوسه میکنه.

اون نقطه حساس تو رو میدونه و تو رو از اون نقطه وسوسه میکنه.

اون وقتی میبینه توجهی بهش نداری ، به طرفت سنگ پرت میکنه.

اون وقتی میبینه تو سنگ ها رو مثل گل میگیری و به سوخت تبدیل میکنی، میاد وسایلی که داری رو از تو میگیره.

آخه تو همش فکر کار بودی، و یادت نبود که وسیله هم باید از خودت باشه ، چون اگه از اون باشه، رو تو تسلط داره.

«اون» یعنی «دشمن». همونی که بعضی ها میگن وجود خارجی نداره!

دیروز یه خبری بدجوری تو چشم می زد. اون خبر این بود: « بنا برآنچه ايالات متحده آن را «تشديد تحريم ايران» مي‌نامد، هاستينگ برخي سايت‌ها كه از ايران فروخته يا مديريت مي‌شود، مسدود و نيز امكان دستيابي و تغيير در اطلاعات موجود در سرورها محدود شده است.»

اصلاً قصد تحلیل این خبر رو ندارم. فقط میخوام به بعضی از دوستان عرض کنم که : «حالا فهمیدید چرا جمهوری اسلامی می خواست همه چیز رو بومی کنه.؟حالا دلیل عدم اعتماد حکومت اسلامی به ظالمین رو درک می کنید. یا نه! شاید هنوز هم می خواهید ثابت کنید که دشمنی نداریم و فقط خودمون برای خودمون دشمن می تراشیم. بازم بی خیال.....

جوونای بامعرفت ایرانیِ دوست داشتنی تر از بزرگترها! هرجا که هستید بیایید انجمن های مردمی امید تشکیل بدید، هیچ ارگان و سازمانی مثل من و تو نمیتونه جلوی این طوفان ناامیدی این قوم شیطان پرستِ مقدس نما بایسته. فرض کنید جامعه دانشگاه است و می خوایم جلوی بسته شدن درب دانشگاهها رو بگیریم! یه کار ملی فرهنگی در سطح نت.....

تا روزی که همه این تکنولوژی ها رو خودمون بسازیم و بشیم صادر کننده... تا اون روز وظیفه داریم همه همتمون رو از لحاظ رسانه ای بزاریم تا مچ اونا رو بشکنیم.

پس هرکی پایه است..... یا علی

 

 و تاریخ چه زود فراموش می کند که تو فقط 3 سال داشتی ، آنگاه که بی نقاب از خانه خارج شدی. آن روز خلق نزد رسول رحمت  رفتند و علت دیر آمدن خورشید در آسمان را از جدتان سئوال کردند. پس زمانی که محمد (ص) ، علت نیامدن خورشید به آسمان را ، شرم از جمال بی نقاب تو عنوان کرد، آیا مردم پی به عظمتت بردند یا در کلاسهای علم و اخلاق حیدریت در مدینه، آوازه ات پیچید.... یا اینکه در آن روز نحس ، که حمله گرگان و کفتارها به همه هستی ات را به چیزی جز زیبایی تشبیه نکردی!!!!

نمی گویم در کربلا چه شد، فقط بدانید ای مردم! که نگاه بر چهره نورانی زینب چشم سیاهی ها را کور می کرد. پس عنایت آنها نصیب دشمن هم شد، و آنها افق دیدن روی جهاز شترها را نداشتند...

نه... نه زینب جان... آن شب جدت رسول خدا ، پدرت علی مرتضی ، مادرت زهرای عذرا ، و برادرانت حسن و حسین ، انتظارِ صبورترین عالمه بی معلم و فهیمه بی مفهم ، و فاتح شام و فرمانده همه دستگاههای اطلاع رسانی اهل بیت (ع) و زینت حیدر را می کشیدند.... و چقدر دوست دارم آن لحظه آرامش کودک در آغوش برادرش را......

حسین جان ، چشم دشمن مادرت از میلاد خواهرت کور باد. میلاد زینب کبری (س) فرزند ، خواهر و عمه زیباترین اسوه های انسان و دانشمند ترین بانوی بعد زهرای مرضیه بر همه آنهایی که سیاهی را نمی خواهند و به روشنی فکر می کنند، مبارکباد..

آیت الله خامنه ای



برای دیدن کلیپ کوهنوردی حضرت آقا روی ادامه مطلب کلیک کنید...

برای دیدن کلیپ زیبایی از مقام معظم رهبری روی ادامه مطلب کلیک کنید...

لطفاً به ما راست بگویید!


برادر بزرگوار بنده فراموش نمی کنم آن روزی که شما برای اولین بار میخواستید رئیس جمهور شوید ، بنده در یک مدرسه شاهد در جنوب تهران درس می خواندم. آن روزها شوما با آن شعار مشهورتان ، سعی کردید شباهت های خود را با سید علی ما ، نشان دهید و خود را عمیقاً پیرو راه امام و دوستدار محبوبمان نشان دهید.

آن روز بین دوستانم -که همه فرزندان شهید و ایثارگر بودند- شایع شده بود که شوما میخواهید حقی که دولت قبل از فرزندان شهداء ضایع کرده بود، را به آنها بدهید و به دردها و مشقت های این قشر پایان دهید.. یادتان هست!؟ به هر صورت آن روز خیلی ها به این دو دلیل به شوما رای دادند.

............بقیه را در ادامه مطلب بخوانید

بیا تا قدر یکدیگر بدانیم/ که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم


واقعاً مچ گیری سیاسی بود و البته تبلیغات منفی ... فقط چند تا تیتر بهتون میدم، خودتون از من واردترید، ببینید که چقدر این دو هفته مچ گیری زیاد بود. نامه حداد عادل به احمدی نژاد- جواب احمدی نژاد به حداد عادل جواب جوابیه حداد عادل به احمدی نژاد  - وصیت های آقای توسلی به یادگار امام (منظورم موسوی لاریه!!!!!) محکومیت مصباح به دشمنی با امام! بحث بسیار داغ دکتر سروش با تعدادی از علماء (که حضرت اقای بهجت رو هم وادار به پاسخ کرد!) بحث آمدن یا نیامدن (بازنشستگی) خاتمی تعیین تکلیف موسوی لاری برای بازنشستگی مسئولین نظام و حضورخاتمی بحث اصلاح قانون انتخابات گمانه زنی ها در مورد لاریجانی! فالوده مسمومی که تابناک (یا همون بازتاب قدیم) میل فرمود... رفت و آمد های زیاد وزیران دولت مردمی و همه حاشه های آن بحث های داغ زمین و مسکن و ماشین ارتباط تورم و گوجه فرنگی! و هزاران هزار دعوا و منازعه دیگر..

زیارت علمی یا علم زیارت


سلام

اولاً عذر می خوام از اینکه چند روز ، پستی نداشتم. راستش مطلب که زیاد بود. ولی نمی دونستم از کجا شروع کنم. بعدش هم کفتنی بود یا نه.....
تو حرم با صفاش یاد همتون بودم. چقدر ایندفعه زیارت باحالی داشتیم. با اون دو تا عزیزی که شاید این پست رو می خونن. یه جورایی زیارت خالی نبود، پر از مباحثات علمی و سیاسی! که البته سیاسیاش اصلاً مهم نیست. ولی از لحاظ علمی این سفر برای خودم به شخصه خیلی پربار بود.

خیلی دوست دارم حرفایی که بینمون ردّ و بدل شد رو اینجا به عنوان یادگاری بنویسم.

از نظریه های اینشتن در مورد نور و اجرام آسمانی و تاثیر اون بر کشفیات فوق العاده و حیرت انگیز فضایی دانشمندان گرفته ، تا ارتباط آب با وجود حیات و اینکه همه اونها رو تو قرآن پیدا کردیم.

از بحث قابلیت های اجرایی پروژه های علمی در کشور و میزان آشنایی جوانان با روش های معرفی و کلاسیک کردن آنها، که البته یه پیشنهاد خوبی برای این قضیه دادم که انشاءالله به کمک این دوستان آن را انجام خواهیم داد.

البته خوبی این بحثا این بود که در اون ، انواع قر زدن ها و مقصر دونستن افراد که بدجوری تو مملکت ما اپیدمی شده ، به حداقل ممکن رسیده بود. یادمه تو یکی از سایتها یه مطلبی نوشته بودم، که بارها از من پرسیدند که معنی اون چیه!؟ و اون بیزاری بنده از بحث های پیرمردی مرسوم در جامعه فعلی مون بود. و این همونیه که الآن توضیح دادم. این نوع بحث کردن ها مثل خوره مغز ما جوونا رو هدف قرار داده و به جای اینکه جوونا با فراغ بال مشغول فکر کردن ها و شاداب کردن جامعه باشند، مجبورن همش غصه ناگامی ها و بعضی وقتها دروغ های بعضی بزرگترها بخورن.
ببخشید از بحث دور شدیم.... من می خواستم به اینجا برسم که به جای اینکه جلسه بزاریم که به بهونه خودباوری و خودشناسی (باعرض معذرت) لاس بزنیم و یا بالعکس مخ همدیگه رو بپکونیم، میتونیم جلسات تخصصی علمی آزاد بین همدیگه بزاریم و در اون به راهکارها فکر کنیم.

و حرف آخر : غر زدن بر پیرمردان جرم نیست، جرم ما از پیرمردان بتّر است (عجب شعری گفتم J)

 

شهادت خواهرشون تسلیت


امام رضا سلام..

انقدر تو این مدت از زیارتتون ناامید شده بودم که همش ازتون می خواستم ، حداقل! منو زیارت خواهرتون بفرستید.. یادم نبود که زیارت خواهرتون (که حقاً زیارت مادرتون فاطمه است) باید با اجازه خودتون باشه..

حالا که حضرت معصومه تو سالگرد شهادتشون دارن منو راهی مشهدت می کنن، که هیچ کدومو نباید حداقل فرض کنم، چون هر دوی این زیارتها ، در نهایت باید باعث نزدیکی به شما بشه. همونطوری که از روزی که بلیطم جور شده، دلم برا رسول الله تنگ شده!

 

 

 

خلیج فارس در قرآن!


باز هم سلام

پیشنهاد می کنم حتماً پست امروزو بخونید..

و اما داستان امروز...

چند روزه که دوباره بحث خلیج عرب و پاسخ حقوقی ایران به شورای امنیت و شلوغ بازی های عربها گل کرده.. در پی اون هم جستجوگر گوگل نام خلیج عرب را بر این خلیج تا ابد فارس جعل نموده. از این بابت و از بابت اینکه دوستان پیغام های زیادی در مورد محکومیت این اقدام و امضای نامه آن ، فرستادند، بی فایده ندیدم که به بحث قرآنی خلیج فارس بپردازم!

نترسید از خودم نیست، من که سواد قرآنی ندارم. این رو آقای هاشمی (که خداوند این محقق بسیار ثقیل جهان اسلام رو حفظ کنه) در خطبه این هفته گفتند که البته ایشان هم از یک محقق شنیده بودند و با تحقیق به آن اطمینان پیدا کرده بودند. (البته با کمی اضافات و تلخیص)

در داستان حضرت موسی اگر به خاطر داشته باشید ، موسی (ع) از خدا علم بیشتر تقاضا می کند و سئوال می کند که آیا عالم تر از او نیز در زمین وجود دارد، که خداوند او را راهنمایی به عبدی از عبادش می کند. و به او می فرماید که برو تا به محل جمع شدن دو بحر می رسی. (مجمع البحرین) (به آیه 60 سوره کهف مراجعه کنید.)

بقیه داستان رو بی خیال شید!  همین جا نگه دارید. ایشان می گفتند ، سند غالب در تمام اسناد موجود دالّ بر این است که این دو دریا ، دریای فارس و دریای روم بوده است. یعنی 1400 سال پیش ابن عباس از این  خلیج ، به دریای فارس یاد کرده است. تا حدی این سند معتبر بود که آقای هاشمی به عنوان یک طلبهه مسلمان همه محققین مسلمان را به این منابع ارجاع دادند و گفتند که با این بحث، مطمئنّاً این بحث خلیج عرب از ابتدا یک توطئه انگلیسی بود.

بازم ببخشید که سرتونو درد آوردم و از همه دوستان درخواست می کنم که نظراتشونو در این رابطه به بحث بگذارند و اگه می تونن این پستو به زبانهای مختلف به خصوص عربی و انگلیسی ، برای همه محققین جهان قابل  دسترسی کنن. یا حق.

 

برگی دیگر از کلام نجات بخش


سلام

قبلش از اظهار لطف همتون ممنونم و از اینکه مطالب این کمترین رو می خونید و نظر یا احساستون رو بیان می کنید و منو نصیحت می کنید، فوق العاده سپاسگزارم و مخلص همتون هم هستم.

امروز با اجازتون میخوام یکی دیگه از خطبه های امام علی (ع) رو - که مهمترین و مطمئن ترین سند خلق و آفرینش باشه- تقدیمتون می کنم.

دلیلشم اینه که به حدی این خطبه ها زیبا است که دلم نمی آد اونا رو اینجا نیارم. البته سعی ام بر اینه که چند پست در میون از کلام امام استفاده کنم. امیدوارم که شما بهتر از من بتونید از این مطلب استفاده کنید.

حمد باد خداوندى را كه سخنوران در ثنايش فرو مانند و شمارندگان از شمارش نعمتهايش عاجز آيند و كوشندگان هر لكه داره كوشند، حق نعمتش را آنسان كه شايسته اوست ، ادا كردن نتوانند. خداوندى ، كه....

متن کامل را در ادامه مطلب بخونید...

علم اصطحکاک و آینده بشر


    

آگاه باشيد، به خدا سوگند كه « فلان» خلافت را چون جامه اى بر تن كرد و نيك مى دانست كه پايگاه من نسبت به آن چونان محور است به آسياب . سيلها از من فرو مى ريزد و پرنده را ياراى پرواز به قله رفيع من نيست . پس ميان خود و خلافت پرده اى آويختم و از آن چشم پوشيدم و به ديگر سو گشتم و رخ برتافتم . در انديشه شدم كه با دست شكسته بتازم يا بر آن فضاى ظلمانى شكيبايى ورزم ، فضايى كه بزرگسالان در آن سالخورده شوند و خردسالان به پيرى رسند و مؤ من ، همچنان رنج كشد تا به لقاى پروردگارش نايل آيد. ديدم ، كه شكيبايى در آن حالت خردمندانه تر است و من طريق شكيبايى گزيدم ، در حالى كه ، همانند كسى بودم كه خاشاك به چشمش رفته ، و استخوان در گلويش مانده باشد. مى ديدم ، كه ميراث من به غارت مى رود. تا آن «نخستين» به سراى ديگر شتافت و مسند خلافت را به ديگرى واگذاشت .......

این هم خطبه زیبا و پر رمز و راز شقشقیه


آگاه باشيد، به خدا سوگند كه « فلان» خلافت را چون جامه اى بر تن كرد و نيك مى دانست كه پايگاه من نسبت به آن چونان محور است به آسياب . سيلها از من فرو مى ريزد و پرنده را ياراى پرواز به قله رفيع من نيست . پس ميان خود و خلافت پرده اى آويختم و از آن چشم پوشيدم و به ديگر سو گشتم و رخ برتافتم . در انديشه شدم كه با دست شكسته بتازم يا بر آن فضاى ظلمانى شكيبايى ورزم ، فضايى كه بزرگسالان در آن سالخورده شوند و خردسالان به پيرى رسند و مؤ من ، همچنان رنج كشد تا به لقاى پروردگارش نايل آيد. ديدم ، كه شكيبايى در آن حالت خردمندانه تر است و من طريق شكيبايى گزيدم ، در حالى كه ، همانند كسى بودم كه خاشاك به چشمش رفته ، و استخوان در گلويش مانده باشد. مى ديدم ، كه ميراث من ....

بسم الله الرحمن الرحیم

یعنی به نام اون خدایی که با تموم نا لابق بودنم این همه نعمت بهم داد. آخه اومدم شروع کردم به تایپ مطالب و کامنتام، یک آن به خودم اومدم دیدم دارم با کیبورد بدون برچسب فارسی تایپ می کنم.

ولی من هیچوقت سعی نکرده بودم این حروفو حفظ کنم. و از اونجایی که هر معلولی علتی داره، پس باز میرسیم به درس شیرین خداشناسی....

نشسته رو صندلی دفترش.. مثل همیشه منو که میبینه میگه فلانی! بیا بشین تعریف کن از زندگی. اینبار دیگه شب عیده، میخواد حسابی باهامون چاق سلامتی کنه... خوب من هم کارم سبک شده بود ، نشسم در جوارشون.

با تموم اشکالانشون ، احترام خاصی برای اینجور افراد قائلم. اما این یکی یه کمی بیشتر از بقیه کم آورده.. (جزو اون کساییه که ۱۰ سال تو جبهه های حق علیه باطل بودن)

از بحث تکراری گرونی شروع میکنه. میرسه به خزید و فروش ماشین و ..... تا اینکه یکی از بچه ها از شیرینی که پدرش به مامور شهرداری بابت بی خیال شد عوارض داده، میگه. من هم که به شدت حساسم ، موضع سختی می گیرم و میگم رشوه در هر صورت و اسمی حرومه! فقط همین...

ناگهان عزیز دلمون که این همه سالو از زن و زندگیش گدشته تا برا خدا بجنگه و شاید شهید بشه، مثل نمکی روی زخمم کلامشو می کشو  میگه : فلاتی! تو الآن (با ۲۳ سال سن) دلت پاکه، و هنوز وازد جامعه نشدی تا خیلی چیزا رو ببینی، تو جامعه که رفتی این مسائل برات حل میشه!!!

با اینکه سعی کردم جوابشو اون روز بدم، اما خواستم بگم که برای همه اونایی که همچین طرز تفکری رو دارن و بقبه رو بی اطلاع و ... فرض می کنن، متاسفم..

حرف آخر: هنوزمیشناسم کسایی رو که بدون رشوه و دروغ و گناه ، مثل شهید رنده زندگی میکنن و الگوها و مایه های امید ما جوونا شدن.... آخه شنیدم بعضی ها (اولیای خدا) ، خدا رو تو همین دنیا شهود می کنن... بشرطها و شروطها و....

ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا و هب لنا من لدنک رحمه انک انت الوهاب

یا حق

سلام.... عیداتون مبارک!

الحمدلله سال ۸۶ هم به خیر و خوشی تموم شد. انتخابات خوبی هم بود. البته گرونی زیاد بود، تب و تاب نفت وگاز و بنزین هم زیاد.... شاید امسال دردسر سوخت مردم بیشتر از نون شبشون بود. از لحاظ آماری (با ضریب  اطمینان ۰.۵٪ ) داغتزین و پرازدحام ترین بحث امسال بحث بنزین و گاز و نفت (به عبارت دیگر همان سوخت) بود.

راستی دقت کردید ضریب شکسته شدن دل مردم هر سال به طور تصاعدی رشد می کنه. منظورم غر زدنا ی بیجا سر همدیگه و شکر تو کلاما و تهمتای الکی و ... بود. یه جایی یه کلامی از آقا دیدم که در عین سادگی خیلی نصیحت دوست داشتنیه.. به  همین مضمون می فرمودند که یک روز انسان خوبی بودن آسان است ولی توسعه دادن آن یک روز به همه روزهای سال کار اولیاء خداست.. پس بیایم سعی کنیم که اگه خوبیم خودمونو خوب نگه داریم و در سال جدید خوب تر کنیم و اگر هم بدیم (خودم) بریم به سمت خوبی. خیلی ضرر نداره. پس:

  یا مقلب القلوب و الابصار ، یا مدبر اللیل والنهار و یا محول الحول و الاحوال ، حوّل حالنا الی احسن الحال

          

            ای آدم ، اولین مخلوق خاکی خدا و ای پیامبر بسیار اشک ریخته و ای پدر توبه تو را دوست دارم ، چون محمد از تو برایم بسیار گفته...

             ای نوح ، پیامبر کهنسال و رنج کشیده از خانه و جامعه دوستت دارم، چون محمد برای ما تعریفت را کرده است.

           ای موسی ، پیامبری که بنی اسرائیل قطره قطره تورا با لطماتشان خرد کرد و آخر هم اصلاح نشد، دوستت دارم، چون محمد همه سختی ها و ملالت ها و خوبی های شما را بارها و بارها به پیروانش گفته..

           ای عیسی فرزند بانوی پاکی ها و وارث گنج پیامبری و ای مسیح قلب مومنین، و ای هزاران سال در انتظار روز یاری ، دوستت دارم پیامبر... چون محمد تو راهم بسیار یاد کرده...

          ای یوسف ، ای ابراهیم ، ای اسماعیل ،ای داوود ، ای سلیمان ، ای زکریا ، ای مریم ، ای آسیه ، ای صفورا ، ای خضر و ای همه انبیاء و اولیاء پیشین دوستتان دارم و دست از این دوستی برنمی دارم... چون محمد (صلوات الله و سلامه علیه) همه چیز را از شما برایم گفته است..

         راستی این را هم شنیده ام که همه شما به خاطر عشق به محمد ما ، لیاقت الطاف خدا را پیدا کردید و توفیقاتتان افزون می شد... یقین دارم که امروز را از اینکه به استقبال محمد آمده بودید، از طرفی دلشاد بودید و از طرفی ناله می زدید از زخمهایی که بهترین ، مهربانترین و زیباترین خلق خدا ، از امتش بر تن و روح داشت.. راستی برادرش را هم دیدید که داشت کفنش می کرد، در حالی که حکومتش را ، شیطانیان به یغما می بردندو فقط او برای محمدش ناله می زد و فکر مراسم جهانی دفن جسم خاکی محمدش بود!!؟

          یه سئوال دیگه... بودید آن زمانی که برادر محمد را با طناب می کشیدند و دختر محمد را به قصد کشت می زدند؟..  حسن را در چه حالی دیدید؟ زینب و حسین را چگونه ساکت می کرد؟ راستی مگر خودش ساکت بود؟ پس عقده هایش را کجا خالی می کرد؟

         و سئوال آخر وقتی حسن (ع) و رضا (ع) کشته شدند، مردم هیچ حرفی نزدند؟ منظورم از مردم همین مردمی که همش دم از انسانیت می زنند و غیرتشون رو به رخ عجم می کشونند. راستی شما برای آرام کردن زینب (س) و فاطمه (س) رفتید؟

صلی الله علیک یا خیر خلق الله یا رسول الله

صلی الله علیک یابن رسول الله یا حسن بن علی

صلی الله علیک یابن رسول الله یا علی بن موسی الرضا

یا مسکن القلوب المضطر.... یا مهدی

 

یه دست چشم + یه دست گوش + یه زبون


     خیلی بچه خوبیه، فقط زبونشو نمی تونه نگه داره.. خیلی آدم باشخصیتیه فقط سر و گوشش می جنبه .. خیلی مؤمنه، فقط بی حیاء است.

     باباجون هر بدبختی هست از همین ناپرهیزی هاست دیگه. همین سه تا موهبت عظیم خداوندی. که همش داریم از اونا سوء استفاده می کنیم. بابا با همین سه تا عضو می تونیم کلیه از حقایقو پیدا کنیم.

    آخه میدونی چیه! بد عادتشون کردیم. عادتشون دادیم به غذاهای اجنبی ها. وقتی هم که به غذاهای اجنبی عادت کردند دیگه خوراکهای عالی و درجه یک خودمونو نمی تونه هضم کنه، چون ضعیف میشه. یه کم برا این سه تا مخلوق خدا هم شخصیت قائل شیم! 

      خدایی حیفشون نیست بابت چیزای بیخود و زشت وقتشونو بگیریم..

      و این فقط یاد خداست که دلها را آرام می کند..... یا مقلب القلوب و الابصار 

درباره وبلاگ
تعارف که نداريم ... نوشته هاي من سرگذشت کلمات پريشان و سرگردانيست که ترکيبشان خزعبلاتيست که قرار نيست در هيچ کجاي تاريخ ماندگار شوند.

دل و مغزم ميترکند و انگار تمام چيزهايي که ياد گرفته ام هيچکدامشان به هيچ کاري نمي آيند.
خوش خيال بودم ... فکر ميکردم که ياد گرفته ام «خوب» را ميشود با نشانه ها و علامتها پيدا کرد. لحظه هاي عمر را به دنبال نشانه ها و کشف آنها گذراندم تا «خوب» را پيدا کرده باشم. پرنده اي که رد ميشد... بادي که ميامد و باراني که نمي آمد. ابرها، برگها ...
(سهراب سپهری)
لينکهاي روزانه
دوستان من
نوشته هاي پيشين
آرشيو موضوعي وبلاگ


 


RSS
powered by : edon Grapher > ehsan dolati

pictofxt

template id : TBF_004 template name : Lonely Girl

edon

احسان

http://edon.blogfa.com

شقشقیه

تعارف که نداريم ... نوشته هاي من سرگذشت کلمات پريشان و سرگردانيست که ترکيبشان خزعبلاتيست که قرار نيست در هيچ کجاي تاريخ ماندگار شوند.

دل و مغزم ميترکند و انگار تمام چيزهايي که ياد گرفته ام هيچکدامشان به هيچ کاري نمي آيند.
خوش خيال بودم ... فکر ميکردم که ياد گرفته ام «خوب» را ميشود با نشانه ها و علامتها پيدا کرد. لحظه هاي عمر را به دنبال نشانه ها و کشف آنها گذراندم تا «خوب» را پيدا کرده باشم. پرنده اي که رد ميشد... بادي که ميامد و باراني که نمي آمد. ابرها، برگها ...
(سهراب سپهری)