به
اطلاع بر و بچ میرساند برنامه های ماه مبارک رمضان حاج سعید حدادیان از امشب (پنجشنبه)
تا پایان ماه مبارک در مهدیه امام حسن مجتبی (ع) (خیابان آزادی) بعد از نماز مغرب
و عشاء برگزار می شود..
حاج منصور
ارضی (یا به قول مرحوم بهجت حاج منصور عرشی) هم از فردا شب (جمعه) در مسجد ارک
تهران (پانزده خرداد) برپامی شود.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 18:54 توسط احسان
|
1-کسانی که به خانواده شهدا به هر نحوی ، در هر
زمان جسارت و بی ادبی و کم توجهی و کم لطفی کردند، آیا خیال می کنید که در دنیا
عقوبتی نخواهند داشت؟!
2-اما توجه دوستان رو جلب می کنم به نتیجه گیری
اخلاقی این اتفاق! حالا فهمیدیم که دوست بد تا کجا میتونه آدمو خار و ذلیل کنه.
دیدیم که چگونه همه با قدرت تمام به جنگ با مردم و انقلاب این مردم برخاستند و
کروبی را هم تحریک کرده و قول جنگ جنگ تا پیروزی به وی دادند و دسته آخر کروبی را
با انبوهی از خفت ها رها کرده و خود ، بار دیگر به آرامگاهشان بازگشتند! اما اینها
هم روزی به مانند همین کروبی تقاص کارهایشان را پس خواهند داد (نمی گوییم
انشاءالله ، تا به کسی برنخوره!)
توضیح: به نظرم این به اصطلاح اصلاح طلبان خوب ذات خودشون رو نشون دادند! و
کروبی رو با نامردی خار کردند و خودشون پرستیژ شکلاتی خودشون رو با لبخند ملیح حفظ
کردند(جهت اطلاعات بیشتر به روزنامه های کثیر الانتشار مراجعه نکنید! بلکه به
مراسم ختم مرحوم سیف اله داد مراجعه فرمایید)... به نظرم کروبی تقاص گذشته اش رو
پس میده ، اما اون اصلی هاشون کی باید تقاص پس بدن؟! منظورم اونایی هستند که در
کاخهای کنار جمشیدیه و سعد آباد و سلطنت آباد و ... نشستند.
راستی بچه ها قدم بعدی انتخابات مجلس خبرگانه! فکر میکنم کار دشواری خواهیم
داشت. انتخابات خبرگان بعدی نیاز به یک عزم ملیجدی گرفتن دسته جمعی و پاکسازی نیروهای فرسوده و بی وجود داره... انشاءالله
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 6:47 توسط احسان
|
بنابر امر دوستان فعلاً این مناجات رهبری عزیزمون رو برا
نوای وبلاگم گذاشتم... البته یک مولودی بسیار زیبا هم از محمود کریمی میلاد امام حسین (ع)
خودم آپلود کردمکه لینکشو پایین میذارم، هر کی خواست دانلود کنه.. البته چون خودم
هم خیلیاونو دوست دارم بعد چند روز به عنوان نوای وبلاگم میذارمش
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 15:14 توسط احسان
|
تعارف که نداريم ... نوشته هاي من سرگذشت کلمات پريشان و سرگردانيست که ترکيبشان خزعبلاتيست که قرار نيست در هيچ کجاي تاريخ ماندگار شوند.
دل و مغزم ميترکند و انگار تمام چيزهايي که ياد گرفته ام هيچکدامشان به هيچ کاري نمي آيند. خوش خيال بودم ... فکر ميکردم که ياد گرفته ام «خوب» را ميشود با نشانه ها و علامتها پيدا کرد. لحظه هاي عمر را به دنبال نشانه ها و کشف آنها گذراندم تا «خوب» را پيدا کرده باشم. پرنده اي که رد ميشد... بادي که ميامد و باراني که نمي آمد. ابرها، برگها ... (سهراب سپهری)