نامه ای بسیار زیبا از سعید قاسمی به احمد متوسلیان!
احمد جان امروز جمهوری اسلامی مثل تو و محسن وزوایی ندارد كه بدون هماهنگی لانه جاسوسی را تسخیر كنند و بعد به امام پیغام بدهند كه آقا جان ما گرفتیم، چه دستوری میفرمایید؟
سگی به نام عباس پالیزدار!!
این تیتر یک فحش نیست! یک واقعیتی است. روزی در این مملکت پس از سالها مجاهدت و ایثار و از جان گذشتگی عده ای از فرزندان خدوم این ملت، شخصی پیدا شد و چونان کاسه ی داغ تر از آش در اقدامی مشکوک ، با استفاده از چند واقعیت تلخ در پرونده ی مفاسد اقتصادی، همه ی مراجع و بزرگان نظام را در کنار چند مفسد اقتصادی قرار داد و همه را مبهوت اقدام کثیف و ضد انقلابی خود کرد.

ای کاش در آن روز جنبش های عدالتخواه و ضد مفاسد که سالهاست خود را وقف این مشکل کرده اند با تمام قوا موضع می گرفتند تا معلوم شود این سگ کثیف از آخور چه کسانی به این بازی خوانده شده است!
همه سکوت کردیم و گفتیم انشاءالله دستگاه قضا با این انسان نما برخورد شایسته را خواهد کرد. اما بعد از مدتی با ضمانت کسی یا چیزی (!) این مزدور مفسدین اقتصادی آزاد می شود و به یکباره ابراز می دارد که همه ی این حرفها از فلانی و فلانی (ایثارگران دو دهه ای مبارزه با مفاسد) به من گفته شده است! پا را از این هم فراتر می گذارد و مدعی می شود که منی که این غلط را کردم! ، عضو ستادهای مردمی دکتر احمدی نژاد بودم!! توجه داشته باشید انقدر این انسان پلید است که حتی به ستادهای رسمی دکتر هم راه پیدا نکرده و در مصاحبه ی اخیرش با مجله ی همشهری بعد از اینکه میگه من غلط کردم خودش به این وسیله میچسبونه به دکتر احمدی نژاد!!
و اما عقل سلیم تو چه می گوید؟؟؟ شخصی در یک روز (زمانی که یواش یواش داشت دست تک تک مفاسد اقتصادی واقعی رو می شد) با کلی شانتاژ خبری و کلی سر و صدا میاد همه ی بزرگ و کوچک انقلاب را به باند فساد اقتصادی ارتباط میده، بعد چند روز میره زندان، به فاصله ی نسبتا کوتاهی ، ابراز ندامت میکنه و آزاد میشه و با دلایل بسیار بچه گانه مثل عضویت در ستاد مردمی (بخوانید کوچه بازاری) ، خودش رو به ایثارگران صحنه مبارزه با مفاسد اقتصادی (سلیمی نمین و زاکانی و حسین فدایی و دهها نفر پشت پرده ک هبارها تهدید به قتل شدند! و در راس اونها دکتر احمدی نژاد که پس از بی نتیجه ماندن پرونده ها در دادگاههای مزد بگیر از آقایان مجمع ... پرونده را به روی ملت ایران گشود تا ملت به پرونده رسیدگی کند) چسباند! و همه ی تقصیرات آن سخنرانی کذایی و دیکته شده اش را گردن این بزرگواران انداخت!
به نظر شما داستان از این مسخره تر میتونست طراحی بشه؟! به نظر شما تابلو نیست که کسانی برنامه ریز این بازی بودند که خود نگران پرونده ی سنگین خود و اقوامشان بودند؟! و سئوال آخر اینکه چرا وقتی پالیزدار از زندان به طور بامزه ای آزاد شد اول از آقای هاشمی عذرخواهی کرد؟؟!!!!!! یادتونه؟ این جریان مال همون اثنای موضوع مناظره ی تاریخی بود!
حرف برای گفتن زیاده ، اما برای اینکه مخاطبانم بسیار مطلع تر از بنده هستند تقاضا میکنم هر کدام از پاراگراف های بنده را خودتان بسط بدهید. ماجرای پیچیده ای است. دوستان در زمینه ی مفاسد اطلاع رسانی کنید در سراسر کشور... صبر نکنید در زمان فتنه ی جدید حالت مناظره ای پیش بیاد. قبل از اینکه دشمن وارد کارزار بشه، تمام خیانتهاشو دقیق بازگو کنیم تا مردم گیج نشوند که حق کیست!
تعارف که نداريم ... نوشته هاي من سرگذشت کلمات پريشان و سرگردانيست که ترکيبشان خزعبلاتيست که قرار نيست در هيچ کجاي تاريخ ماندگار شوند.