گوسفند و خر و گرگ!
گوسفندانی بودیم
خرمان کردند
گرگ شدیم

الهی !
برزخ ،از خجالت
،گَردداریم ودردل،ازحسرت ،درد داریم
وروی از شرم گناه
،زرد داریم
اگر برگناه مُصِرّیم
،بریگانگی تو مُقرّیم
**************************
یکی زود به ستوه می آید زود می رنجد
زود می رود زود بر می
گردد ...
یکی به ستوه نمی آید نمی
رنجد
دیر می رود بر نمی
گردد !!!
**************************
آینه ترک ندارد
من شکسته ام
ساعتها را بگذارید بخوابند . بیهوده زیستن را نیازی به شمردن نیست . . .
**************************
از دوست به یادگار دردی دارم
کان درد به صد هزار
در مان ندهم
با رقیبم یار شد گفتا که این کار خداست
من نمی دانم خدای او
خدای من نبود ؟؟؟؟!!!
**************************
شیشه پنجره را باران شست.
از دل من اما...
چه کسی نقش تو را
خواهد شست.
**************************
خلل پذیر بود هر بنا که میبینی مگر بنای محبت که خالی از خلل است
**************************
کوشی
چه به تعمیر دل؟!
این خانه عشق است
آبادیش آنست که آباد نباشد
دیوانگی شدنی نیست ، بودنی است
تعارف که نداريم ... نوشته هاي من سرگذشت کلمات پريشان و سرگردانيست که ترکيبشان خزعبلاتيست که قرار نيست در هيچ کجاي تاريخ ماندگار شوند.