آن زمانی که شمشیرها را از رو بستید......!
با سلام به همگی و ادای احترام به امام و شهدای مظلوممان و رهبر مظلوم ترمان..
فقط خواستم دو کلمه بگم نه برای شما! چون همتون میدونید.. برای نوشتن در کتاب تاریخ ملت ایران در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و ...
*****آن زمانی که شمشیرها را برداشتید و برای نابودی نظام و بسیج و رهبری ، خط و نشان ها کشیدید و اشتباه پدرانتان را باز مرتکب شدید... و می گفتید فلانی و فلانی ، همین روزهاست که نظام را برگردانیم و همه ی بسیجی ها و ولایتی ها را تک تک اعدام کنیم.... و هزاران خط و نشان دیگر برای ملت مومن ایران....
آیا تصور چنین روزی را هم می کردید؟؟!!! لطفا برای خودتان عرض میکنم هم عبرت بگیرید و هم به فرزندانتان (اگر فرزندی در کار بود!!) انتقال تجربیات درافتادن با نظام و ولایت را انجام دهید...
و امروز همه می بینند که همانها که شمشیرها را از رو بستند و با همه ی قوا به میدان آمدند و گفتند کار این نظام تمام است، امروز می گویند ما تظاهرات آرام داشتیم و نباید نیروهای امنیتی ما را اوف می کردند!!! امروز نه تنها جرمی برای خود متصور نیستید، خود را فقط یک منتقد یک سیاست میدانید!! و لیکن تا دیروز ندای قتل هر مومن ایرانی را میدادید و برای خط امامی ها ، خط و نشان می کشیدید!!!
کجایید پهلوانان زمان تاریکی فتنه ، که تا وقتی صحنه ، صحنه ی فتنه و غبار است، عربده تان به آسمان می رود و به جان بیت المال و بسیجی و نیروی انتظامی و ... می افتید ، و تا همه جا را تحت کنترل در می آید هیاهو می کنید که سردمداران کثیفتان حتی یک سیلی هم نباید بخورند تا چه رسد به احکام اعدام و زندان که جزای هر خربکار خائنی است...
جای حرف زدن بسی زیاد است... ولی سخنم را کوتاه می کنم و فقط عرض میکنم به رفتارهای خود بیشتر فکر کنید و خطاهای خود را همچون پدرانتان به فرزندانتان (اگر در کار باشند!) منتقل نکنید...
یا علی مدد... محرم نزدیک است
تعارف که نداريم ... نوشته هاي من سرگذشت کلمات پريشان و سرگردانيست که ترکيبشان خزعبلاتيست که قرار نيست در هيچ کجاي تاريخ ماندگار شوند.