چند خط در مورد امیرفرشاد ابراهیمی و امثالهم!!!
امیر فرشاد ابراهیمی یادتونه؟ همون که فیلمای خصوصی زهره و هلالی و هزاران نفر دیگه رو تو اینترنت گذاشت !
دیروز به مطلب جالبی تو روزنامه کیهان برخوردم که متاسفانه یا خوشبختانه این روزها دوباره خیلی مد شده!
ضد انقلاب تا موقعی که آب و هوای اونور خوبه و اینور مردم از اراجیفشون استقبال می کنند، حسابی تو به لجن کشیدن شخصیت های انقلابی سنگ تموم میذارند. ولی تا کمی می بینند که مردم دیگه چشماشون باز شده و اونور آب هم حقوقشونو کم کردند شروع می کنند به دعواهای زرگری با آشغالای از جنس خودشون!
خوب، از جمله ی این آشغالای نسبتا محترم که یه روزی خیلی ها براش دست و پا می شکستند، همین امیر فرشاد ابراهیمی دوست شفیق ابراهیم نبوی و شیرین عبادی است. او که خود را همیشه از سابقین انصار حزب الله و به تبع آن مطلع از جیک و پوک بزرگان نظام!!!! (شما پیدا کنید پرتقال فروش را) معرفی میکرد، هر روز یه نوار و فیلم جدید از آدمهای باشرف ایرانی می ساخت و به خورد مخاطبین احمق تر از خودش میداد!
این مطلب رو برای (انشاءالله) درس عبرت گرفتن دوستانی که هنوز سرشون تو آخور دشمنه و فکر می کنند که با چهار تا مدرک در پیت دانشگاهی که دارند علامه ی دهر شدند و حرف هیچ کسی رو جز امریکایی ها و اسرائیلی ها و اروپایی ها و منافقین نباید گوش بدهند، اینجا می گذارم.. لطفا با دقت بخوانید
کیهان: تهدید یک ضد انقلاب به بازگشت به ایران
لمون پرس- یک ضد انقلاب فرصت طلب پس از 8 سال فرار از کشور و حضور در حلقه های گوناگون اپوزیسیون اعلام کرد اغلب گروه های اپوزیسیون مشغول تجارت با مافیای اپوزیسیون هستند یا موش مرده چال می کنند.
امیر فرشاد ابراهیمی از همکاران شیرین عبادی و الهه هیکس در پرونده نوارسازان که سال 81 از کشور گریخت، با اشاره به این که از بودن در میان اپوزیسیون به ستوه آمده است، خود را تحویل گرفته و می نویسد: مافیای اپوزیسیون خارج از کشور که مشتی پیر ورشکسته سیاسی هستند به مذاقشان خوش نمی آید که ببینند من هنوز نفس می کشم. چرا؟ اینها می ترسند در بیزینس ]تجارت و کاسبی[ که راه انداخته اند، دست زیاد شود و بازار نام و نانشان به خطر بیفتد. طرف تو ایران کنکور قبول نشده می آید در وبلاگ خود به من فحش می دهد، دیگری که معلوم نیست تو ایران اصلاً چکاره بوده و با هزار دوز و کلک و بقول خودشان برای خودش کیس درست کرده و پناهندگی گرفته و گذشته سیاسی جعل کرده و تو خارج مثلاً برای خودش حالا شده مبارز و برای اینکه در مبارزه اش با جمهوری اسلامی شهامت و جرات خودش را به دیگران نشان بدهد من را میگیره زیر باد فحش و انتقاد و تخطئه.
این
عنصر فرصت طلب سرخورده که می کوشید با تهدید به بازگشت به ایران، از گروهک
های
خارج نشین امتیاز بگیرد، می افزاید: چند سال پیش به یک خبرنگار گفتم من
وصله
ناجوری هستم. جنبش
سبز نجیب در خارج کشور ملعبه و بیزینس این ورشکسته ها شده و من با خودم می
گویم
چرا باید اینجا در خارج بمانم و فسیل بشوم. نکند همه این فشارها روزی هم از
من یک
عقده ای کور مثل همین ها که در گوشه و کنار می بینم بسازد؟ اینها همه اینجا
مشغول
موش مرده چال کردن هستند.
اکنون می خواهم تصمیمم را عملی کنم و به ایران برگردم. اگر قرار است کشته شوم بهتر است توسط کسی که از جلو خنجر می زند له شوم تا این بزمجه های کوتوله. من همین جا در کمال صحت اعلام می کنم سرحرفهایم هستم و اگر روزی روزگاری حرف دیگری از من نقل شد، بدانید اعتباری ندارد. البته حتماً در خارج خواهند نوشت در خارج مأموریتش تمام شد و بعضی ها که امروز نمی خواهند سر به تنم باشد، دوباره دوست می شوند و یقه درانی می کنند که وای گرفتنش و کشتنش! نیک می دانم حداقل به خاطر پرونده قضایی که از قبل داشته ام مورد بازخواست قرار خواهم گرفت که خوب امری طبیعی است و گله ای ندارم. با افتخار می گویم در مدت اقامت در خارج عضو هیچ حزب و گروه سیاسی نشدم و فعالیت نکردم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

تعارف که نداريم ... نوشته هاي من سرگذشت کلمات پريشان و سرگردانيست که ترکيبشان خزعبلاتيست که قرار نيست در هيچ کجاي تاريخ ماندگار شوند.